لسان الملك سپهر

60

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

[ وفات اولاد عبد مناف ] و اولاد عبد مناف بدين ترتيب وفات كردند : نخستين هاشم در غزه كه از ارض شام است وفات يافت ، پس از او عبد الشّمس در مكّه به درود جهان كرد ، و المطّلب در ارض ردمان كه از نواحى يمن است رخت به ديگر سراى كشيد ، آنگاه نوفل در سلمان كه از اراضى عراق عرب است درگذشت چنان كه مطرود كه يكى از شعراى عرب است انشاد نمود : ثمّ اندبى الفيض و الفيّاض مطّلبا * و استخرطى بعد فيضات بحمّات امسى بردمان عنّا اليوم معتربا * يا لهف نفسى عليه بين اموات و ابكى لك الويل انا كنت باكية * لعبد شمس بشرقىّ البنيات و هاشم فى ضريح وسط بلقعة * تسفى الرّياح عليه بين غزّات و نوفل كان دون القوم خالصتى * امسى بسلمان فى رمس بموتات مع القصة آنگاه كه قصىّ وفات يافت بر حسب وصيّت او منصب سقايت و رفادت و حجابت و دار الندوة و لواء با عبد الدّار بود و عبد مناف چندان‌كه زنده بود در آن رخنه نينداخت تا زمان هاشم پيش آمد . [ هاشم بن عبد مناف ] اما هاشم بن عبد مناف را نام عمرو بود و از جهت علوّ مرتبت او را عمرو العلى مىگفتند و كنيت او ابو نضله « 1 » است و از غايت جمال او را و مطّلب را البدران « 2 » گفتندى و او را با مطّلب كمال مؤالفت و ملاطفت بودى چنان كه عبد الشّمس را با نوفل نهايت مؤانست و موافقت مىبود . مع القصه چون هاشم به كمال رشد رسيد آثار فتوت « 3 » و مروت از وى به ظهور رسيد و مردم مكّه را در ظلّ حمايت خويش همىداشت . چنان كه وقتى در مكّه بلاى قحط و غلا « 4 » پيش آمد و كار بر مردم صعب گشت ، هاشم در آن قحط سال همى

--> ( 1 ) . متن : فضله . ( 2 ) . بدر : ماه شب چهاردهم را گويند . ( 3 ) . فتوت : جوانمردى . ( 4 ) . غلا : گرانى .