لسان الملك سپهر

49

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

گفته : و ازدشنوءه اندروا « 1 » علينا * بجم « 2 » تحسبون لها قرونا فما قلنا لبارق قد أسأتم * و ما قلنا لبارق أعتبونا « 3 » و مادر تيم نيز بارقيه است و اين قبيله از يمن بوده‌اند . بالجمله يقظه را پسرى بود كه مخزوم نام داشت ، و مخزوم پدر قبيله‌اى است چنان كه بنى مخزوم مشهور است و امّ سلمه زوجهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و خالد بن وليد و ابو جهل از اين قبيله‌اند ؛ و تيم نيز پدر قبيله است ، و ابو بكر ابن ابى قحافه و طلحة بن عبد اللّه را كه از عشره مبشره شمرده شود از بنى تيم « 4 » باشند . كلاب بن مرّه اما نسب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با كلاب پيوندد و كلاب بن مرّه را دو پسر بود . اول : زهره ، دوم : قصىّ و مادر ايشان فاطمه دختر سعد بن سيل بود و او يكى از قبيلهء جدره است و قبيلهء جدره از طائفهء خثعمة بن يشكر بن مبشر بن صعب بن دهمان بن نصر بن زهران بن الحرث بن كعب بن عبد اللّه بن ملك بن نصر بن زهران بن الاسد بن الغوث باشند ، و ايشان در اراضى يمن با قبيلهء بنى الدّيل بن بكر بن مناة بن كنانة هم‌عهد و هم‌سوگند بوده‌اند . بالجمله از اين روى كه عامر بن عمرو بن خزيمة بن خثعمه دختر الحرث بن مضاض الجرهمى را به زنى بگرفت و در خانهء مكّه بناى ديوارى نهاد او را عامر جادر لقب دادند و اولاد او را جدره گفتند و يكى از شاعران عرب اين بيت براى سعد بن سيل گفته است : ما ترى فى النّاس شخصا واحدا * من علمناه كسعد بن سيل « 5 »

--> ( 1 ) . به كسر همزه و سكون نون و فتح دال و راء و ضم همزه از اندراء يعنى بيرون آمدن و دفاع كردن . ( 2 ) . به ضم جيم نقطه‌دار : جمع اجم ، چنان كه در پاورقى سيره بن هشام است . ( 3 ) . اعتاب : خشنود ساختن و معذرت خواستن . ( 4 ) . متن : بنى تميم . ( 5 ) . يعنى نمىبينى در ميان مردم آنانى را كه ما مىدانيم و مىشناسيم يك نفر مانند سعد بن سيل .