لسان الملك سپهر
37
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
جلوس تبّع الاصغر در مملكت يمن پنجهزار و ششصد و چهل و يك سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » ملوك يمن حسّان بن تبّع الاوسط كه ملقب به تبّع الاصغر است بعد از عبد كلال « 2 » بن مشوب در دار الملك يمن لواى سلطنت برافراخت و كنيت او نيز ابو كرب است و از اينجاست كه بعضى از مورخين او را از ابو كرب أسعد بن مالك « 3 » كه تبّع اوسط است بازندانستهاند و شرح حال وى را به دو بستهاند . بالجمله چون حسّان در كار مملكت استيلا يافت و پنج ( 5 ) سال تمام اراضى يمن را به استقلال پادشاهى كرد تصميم عزم داد كه ممالك عرب را به تحت فرمان آرد ، لاجرم الحارث بن عمرو بن حجر آكل المرار « 4 » كندى را كه خواهرزادهء او بود بر قبايل معدّ « 5 » و ديگر طوايف حكومت داد و خود با لشكرى ساز كرده از يمن بيرون شد ، و از پس او الحارث با صخر بن نهشل « 6 » بن دارم « 7 » كه فرمانگذار قبيلهء خويش بود
--> ( 1 ) . برابر ص 54 از جلد دوم كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 2 ) . كلال بر وزن غلام . ( 3 ) . سيرت رسول اللّه : أبى كرب تبان أسعد بن كلى كرب بن زيد ( ج 1 ، ص 39 ) . ( 4 ) . به ضم ميم : گياهى است كه شتر در خوردن به قدرى حريص است كه دندانهاى او آشكار مىشود ، لذا به شخص حريص « آكل المرار » مىگويند . ( 5 ) . معدّ : به فتح ميم و عين مهمله و تشديد دال مهمله ( م ) . ( 6 ) . نهشل : به فتح نون و سكونهاى هوز و شين معجمه مفتوح و لام ( م ) . ( 7 ) . دارم : به كسر راى مهمله ، ابن مالك بن حنظله پدر قبيلهاى از تميم ( م ) .