لسان الملك سپهر
33
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ظهور قريش پنجهزار و دويست و هشتاد و دو سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » [ نضر ] از اين پيش پدران پيغمبر آخر الزمان را صلّى اللّه عليه و آله تا كنانة بن خزيمه مرقوم داشتيم و كنانه را پسرى بود كه نضر نام داشت و به قريش ملقّب گشت . و در سبب اين لقب با وى مورخين را چند سخن است . نخست آنكه : قريش نام دابهاى است كه بزرگترين جانوران درياست ، و چون نضر بزرگتر از مردم قبيله بود چنين لقب يافت . ديگر آنكه : قريش مشتق از تقرّش است و تقرّش به معنى كسب و تجارت است همانا نضر را اين شيوه بوده است . و سخن آخر را كه نگارندهء اين اوراق اختيار كرده آن است كه تقرّش به معنى تجمع است و چون نضر مردى بزرگ و با حصافت بود و سيادت قوم داشت پراكندگان قبيله را فراهم كرده و بيشتر هر صباح بر سر خوان گستردهء او مجتمع مىشدند از اين روى قريش لقب يافت . و هر قبيله كه نسب ايشان به نضر پيوندد قريش خوانند . گويند نضر روزى در حجر مكّه خفته بود در خواب چنان ديد كه درخت سبزى از پشت او رسته چنان كه شاخههاى آن سر بر آسمان گذاشته و اوراق و اغصان آن از
--> ( 1 ) . برابر صفحه 576 جلد اول از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .