لسان الملك سپهر
34
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
نور تابناك است و شمار شاخههاى آن مساوى عدد اولين و آخرين اشياست و بر آن اغصان قومى سفيدروى جاى دارند ، چون از خواب برآمد و اين صورت را در نزد كاهنى باز نمودند ، تعبير چنان رفت كه كرامت و شرافت بر دودمان تو و حسب و نسب تو مسلّم و مقصور خواهد بود و نام مادر نضر ، برّة بنت مرّ بن ادّ بن طابخة بن الياس مضر باشد . [ مالك ] مع القصه نضر بن كنانه را دو پسر بود يكى مالك و آن ديگر يخلد و نام مادر مالك ، عاتكه بنت عدوان بن عمرو بن قيس بن غيلان بود و نسب پيغمبر آخر زمان صلّى اللّه عليه و آله به مالك پيوندد . [ فهر ] و مالك را پسرى بود كه فهر نام داشت و نام مادر فهر ، جندله بنت [ عامر بن ] حارث بن مضاض جرهمى است و اين حارث جز اين مضاض اكبر است و نسب پيغمبر آخر زمان به فهر منتهى شود و فهر بن مالك را هم نام عامر است و او چهار پسر داشت : اول : غالب ، دويم : محارب ، سيم : حارث ، چهارم : اسد و نام مادر ايشان ليلى بنت سعد بن هزيل بن مدركة بن الياس است « 1 » .
--> ( 1 ) . به روايت طبرى و ابن اثير : فهر سرور مردم مكه بود ، چنان شد كه مردى به نام حسان بن كلاب با حميريان و ديگر كسان از يمن فراز آمدند و كوشيدند كه سنگهاى كعبه را به يمن برند و در آنجا كار گذارند . او در نخله فرود آمد ، از اين سوى قريشيان ، بنى كنانه ، بنى خزيمه ، بنى اسد ، بنى جذام و جز ايشان گرد آمدند و رهبرشان فهر بن مالك بود ، كارزارى سخت كردند كه در پى بىآن حسان به اسيرى افتاد و حميريان شكست خوردند ، حسان سه سال در مكه در زندان ماند و آنگاه خود را بازخريد و بيرون رفت و در ميان راه مكه تا يمن درگذشت ( تاريخ طبرى ، 3 / 814 ؛ تاريخ كامل ، 2 / 833 ) .