لسان الملك سپهر
436
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بيرون مكّه ترا دستگير كنم بفرمايم سرت را برگيرند و در روز بدر او را اسير گرفتند به نزديك پيغمبر آوردند - چنان كه مذكور خواهد شد - . [ آمدن علماى اديان مختلفه نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ] و ديگر چنان بود كه علماى اديان مختلفه به نزديك آن حضرت آمده حجّت مىكردند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با ايشان حجّت مىآورد ، چنان كه وقتى مردمان يهود و نصارى و دهريه « 1 » و ثنويه « 2 » و مشركين عرب از هر قبيله پنج تن مرد عالم به نزد رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله انجمن شدند و ايشان را هر يك عقيدتى جداگانه بود ، علماى يهود سخن بر اين داشتند كه : عزير پسر خداست ؛ و مردم نصارى : عيسى عليه السّلام را پسر خداى گفتند ؛ و دهريه گفتند : ما اشيا را قديم و ابدى دانيم ؛ و ثنويه گفتند : ما نور و ظلمت را مدبر جهان دانيم ؛ و مشركين عرب اصنام را خدايان خويش شمردند . و هر طايفهاى گفتند : اى محمّد ، اگر در اين شريعت كه ما راست متابعت ما كنى ، شرف ما را باشد كه در اين عقيدت سبقت داريم و اگر نه برهانى روشن بگوى كه ما را سخن نماند . احتجاج پيغمبر با كفّار يهود قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمنت باللّه وحده لا شريك له و كفرت بالجبت « 3 » و الطّاغوت « 4 » و بكلّ معبود سواه . آنگاه فرمود : خداى مرا بر مردمان مبعوث كرده است ، بشير و نذير ، از پس اين كلمات نخست با يهود فرمود : حجّت شما چيست كه عزير پسر خداست ؟ گفتند : چون تورية را در فتنه بختنصّر بسوختند و آن كتاب از ميان ما برخاست ، بعد از هفتاد ( 70 ) سال عزير بياورد و در ميان احبار يهود از بر بخواند و اين كار جز از پسر خدا نيايد .
--> ( 1 ) . طبيعيين ( 2 ) . قائلين به خير و شرّ ؛ كسانى كه خير را از اهورامزدا و شرّ را از اهريمن دانند . ( 3 ) . جبت : بت را گويند . ( 4 ) . طاغوت : شيطان و بت .