لسان الملك سپهر

435

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بالجمله از آن پس رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله به نزد ابو طالب آمد و فرمود : چگونه مىيابيد حسب مرا در ميان خود ؟ و آن قصه را بگفت . ابو طالب در خشم شد و شمشير خود را بر بست و حمزه را برداشت و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را نيز با خويشتن بياورد ، چون به كعبه اندر آمدند ، حمزه بدويد و كمان أبو جهل را از دستش بستد و سخت بر سرش بكوفت ، آنگاهش برگرفت و بر زمينش بزد ، مردمان فراهم شدند و أبو جهل را از دست وى نجات دادند اما قريش از بيم نتوانستند سخن كرد ، پس ابو طالب بفرمود تا حمزه عليه السّلام موى زنخ آن جماعت را با پليدىهاى آن مشيمه آلوده ساخت ، آنگاه با پيغمبر عرض كرد كه حسب تو در ميان ما اين است . و ديگر چنان افتاد كه روزى كفّار قريش در حجر كعبه انجمن شدند و پيمان دادند كه هركجا رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله را دريابند مقتول سازند ، يكى از اصحاب اين خبر را معلوم كرد و به نزديك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمده آن قصّه را معروض داشت . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بعد از اصغاى آن كلمات به مسجد الحرام آمد و مشتى خاك برگرفته بدان مشركان پراكنده و فرمود شاهت الوجوه « 1 » و ايشان از هيبت آن حضرت نتوانستند سخن كرد و آن خاك بر هر كه بيامد در روز بدر كشته گشت . و ديگر چنان افتاد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گاهى كه قرآن قرائت فرمودى ، عقبه بيامدى و نزديك آن حضرت نشسته آن كلمات را اصغا نمودى و همىگفت : شعرى بدين فصاحت نشنيده‌ام . اميّة بن خلف كه از دوستان عقبه بود اين كردار را ناخوش مىداشت ، پس روزى روى از وى بگردانيد و با او سخن نكرد ، عقبه گفت : اى دوست مهربان ترا چه افتاده كه از من برنجيدى ؟ گفت : همانا تو دين صابى گرفته‌اى ، و اين سخن امروز در ميان قريش پراكنده است ، عقبه گفت : هرگز من اين كار را نكرده‌ام مرا آن كلمات كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله گويد از آسمان به من آمد خوش آيد چه نيك فصيح باشد و گاه‌گاه گوش بر آن نهم . اميّة بن خلف گفت : هرگز قريش اين سخن را استوار ندارند مگر در برابر انجمن ، به نزديك پيغمبر شوى و خيو « 2 » در روى او افكنى . عقبه گفت : چنين كنم . و به مجلس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد و پاى بر گردن مردم نهاده پيش شد و خيو در روى مبارك آن حضرت افكند و بازگشت ، اين كردار را بر رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله گران افتاد ، پس فرمود : اى عقبه با خداى پيمان نهادم كه چون در

--> ( 1 ) . روى ايشان زشت باد و يا كور باد چشم‌هاى ايشان . ( 2 ) . خيو : آب دهن .