لسان الملك سپهر

424

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

يعنى : پس طمع مىدارد كه آن نعمتها را افزون كنم و اين نكنم ؛ زيرا كه او آيت‌هاى ما را ستيزنده است ، زود باشد كه او را بر زبر آن كوه رسانم كه به دوزخ اندر است . پس مىفرمايد : إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ . « 1 » يعنى : به درستى كه او فكر كرد و اندازه نمود كه طعن كند قرآن را پس لعنت كرده باد چگونه اندازه كرد پس ملعون باد چگونه تقدير كرد . پس ديگر باره در كار قرآن نظر كرد و جاى طعن نيافت پس روى ترش كرد و پيشانى درهم كشيد . ثمّ ادبر و استكبر فقال ان هذا الّا سحر يؤثر ان هذا الّا قول البشر سأصليه سقر « 2 » . يعنى : پس وليد بن مغيره روى بگردانيد و گردنكشى كرد ، آنگاه گفت : اين نيست مگر سحرى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تعليم گرفته است از ساحران و اين كلمات نيست مگر سخن بشر ، زود باشد كه او را به دوزخ درافكنم . مع القصه حديث پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در تمامت قبايل عرب پراكنده شد و به همه كس برسيد كه مردى از بنى عبد المطّلب دعوى نبوّت كند . و ابو طالب بيم كرد كه فتنه‌اى در عرب حادث شود و خويشان او از نصرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كار بر مماطله كنند ، لاجرم اشراف قوم خويش را در حرم كعبه فراهم كرد و اين قصيده را كه مشتمل بر هشتاد ( 80 ) بيت است بر ايشان بخواند . و راقم حروف از آنكه بر فارسى زبانان حملى نشود چند بيت از آن مىنگارد : بيت و لمّا رأيت القوم لا بدّ قيهم * و قد قطعوا كلّ العرى « 3 » و الوسائل و قد خالفوا قوما علينا أظنّة * و يعضّون « 4 » غيضا خلفنا بالانامل صبرت لهم نفسى بسمراء « 5 » سمحة « 6 » * و أبيض « 7 » عضب « 8 » من تراث المقاول

--> - آيات ما عناد دارد ، به زودى او را خواهيم گرفت . ( 1 ) . سورة المدثر . آيات 18 - 22 : زيرا كه او انديشيد و محاسبه كرد ، مرگ بر او ، چگونه حساب كرد . بازهم مرگ بر او ، چگونه حساب كرد . آنگاه نگاهى افكند ، بعد چهره در هم كشيد و روى ترش كرد . ( 2 ) . سورة المدثر ، آيات 23 - 26 : سپس رو گرداند و متكبرانه گفت : اين جز جادويى كه فرا آموخته چيزى نيست و جز گفتار انسان نتواند بود ، به زودى او را به سقر در اندازم . ( 3 ) . عروه : گوشه و دسته كوزه و امثال آن به عربى جمع است . ( 4 ) . عضّ : گزيدن . ( 5 ) . سمراء : گندم‌گون ، استفاده براى نيزه كرده‌اند . ( 6 ) . تسميح : راست كردن نيزه و نرم رفتن . ( 7 ) . ابيض : به معنى شمشير . ( 8 ) . غضب : بريدن و شمشير برّان .