لسان الملك سپهر

396

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مىدوخت ، و بر حمار برهنه سوار مىشد و ديگرى را رديف خود مىكرد . و هنگام قسم لا و استغفر اللّه مىفرمود و سوگند ياد نمىكرد ، و پاى شتر خود را خود مىبست و آب وضو خود حاضر مىكرد و خود خدمت اهل خود مىنمود ، و بعد از طعام ، انگشتان خود را مىليسيد و هر كس از آزاد و بنده او را به ضيافت دعوت مىكرد حاضر مىشد اگر چه به يك پاچهء گوسفند بود ، و هديه را مىپذيرفت ، اگر چه يك جرعه شير بود ؛ و تصدّق نمىگرفت و گاهى از گرسنگى سنگ بر شكم مىبست و هيچ خوردنى را ردّ نمىكرد ، و جامه بيشتر برد يمنى در بر مىنمود و ردا از پشم مىپوشيد و جامه‌هاى درشت و خشن از پنبه و كتان مىآراست ، و پيشتر سفيد مىپوشيد ، و انگشترى در انگشت كوچكترين دست راست مىكرد و بر هر دابه سوار مىشد ، گاه بر زين اسب و گاه بر شتر و گاه بر استر و گاه بر درازگوش مىنشست و گاه با پاى برهنه پياده سير مىفرمود ، و بىردا و بىعمامه از براى تشييع جنازه و عيادت بيماران مىرفت ، و صلهء رحم رعايت مىكرد ، و عذر پذيرنده بود ، و در خورش و پوشش بر بندگان خود فزونى نداشت و هر كه با او بد مىكرد نيك جزا مىداد و اكثر به سوى قبله مىنشست و خود شكار نمىكرد اما گوشت شكار مىخورد و با كسى كه مىنشست زانويش از زانوى او پيشى نمىگرفت . و هرگز چيزى را كه مكروه مىداشت اظهار نمىفرموده مگر اينكه رنگ مباركش ديگرگون مىشد ، و مردمان بدان فهم مىكردند ، و از همه كس دليرتر و شجاع‌تر بود ، و جواب سؤال سائل را مكرر مىفرمود تا مشتبه نشود ، و چون سوار مىشد نمىگذاشت كسى با او پياده رود ، او را رديف خود مىساخت و اگر نمىپذيرفت ميعادى مىنهاد و او را از پيش مىفرستاد ، و در مجلس از همهء مردمان پيشتر دست به طعام مىبرد ، و از همه كس ديرتر دست مىكشيد ، و از آنچه در نزد خود داشت خوردن مىگرفت ، و اگر آن خوردنى خرما بود دست به تمامت آن مىگردانيدند ، و آب را به سه جرعه مىنوشيد و دهان از آب آكنده نمىساخت ، بلكه اندك اندك مىمكيد ، و چون به خانه داخل مىشد ، سه نوبت رخصت مىطلبيد و نمىگذاشت كس در برابر او بايستد و هرگز با دو انگشت طعام نمىخورد ، بلكه با سه انگشت و بيشتر خوردن مىگرفت و هرگز سير و پياز و ترهء بدبو نمىخورد ، و عطر ماليدن را