لسان الملك سپهر

368

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

علومك فيتمارون و أنت و اللّه دليلهم و بك يهتدون . به تحقيق كه رستگار شدند به تو ، سوگند به خداى ، امير ايشانى و خوردنى مىبرى ايشان را از علوم خود ، پس ايشان متنعّم مىشوند ، و تو قسم به خداى دليل ايشانى و به تو هدايت مىشوند . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دست فرا برد و على را از فاطمه بگرفت و آن حضرت در آغوش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اذان گفت ، پس شهادت به وحدانيت خدا و رسالت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله داد ، آنگاه گفت : يا رسول اللّه اقرأ ؟ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود اقرأ فو الّذى نفس محمّد بيده ، پس على عليه السّلام ابتدا به سخن كرد و از صحفى كه خداى بر آدم و شيت فرستاد خواندن گرفت و تورية و زبور و انجيل نيز بخواندند ، بدانسان كه اگر هر يك از اين پيغمبران حاضر بودندى اقرار كردندى كه على از ما نيكوتر داند ، آنگاه قرآن بخواند ، هم بدانسان كه پيغمبر را از بر بود ، پس با پيغمبر گفت و شنود كرد ، چنان كه انبياء و اوصياء كنند و رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على منّى و أنا منه و لحمه لحمى و دمه دمى من احبّه و احبّنى و من ابغضه ابغضنى و هر علم كه پيغمبر را بود على را بياموخت . آنگاه رسول خداى با فاطمه فرمود كه : برو و حمزه را از ولادت على مژده رسان . فاطمه عرض كرد : چون من بيرون شوم على را كه شير دهد ؟ آن حضرت فرمود : من او را سيراب گردانم . پس فاطمه بيرون شد و آن حضرت زبان خويشتن در دهان على نهاد و از زبان مباركش دوازده ( 12 ) چشمه گشوده شد . و هم اين روز را يوم التروية « 1 » خواندند . و چون فاطمه بازآمد فروغ نور على را بيشتر از پيش يافت و او را گرفته چون طفلانش در قماط كرد و على عليه السّلام قماط را چاك زده دستهاى خود را برآورد . فاطمه قماط ديگرى بر او محكم كرد او را نيز بدريد و دست برآورد تا پنج قماط پاره ساخت و نوبت ششم فاطمه او را با قماطى محكم سخت بربست و على آن را نيز بدريد و دست برآورد و گفت : يا امّاه لا تقمطينى فانّى اريد ان اتضرّع الى اللّه تعالى بيدى و ابتهل و اتبتل باصابعى فرمود : اى مادر ، مرا در قماط مكن كه مىخواهم خداى را با دست خويش ضراعت برم و با انگشتان خود تسبيح كنم . فاطمه دست بازداشت و گفت : كارى عجيب است . روز ديگر نيز رسول خداى عليه السّلام درآمد و چون على او را بديد سلام داد و بر روى

--> ( 1 ) . سيراب كردن