لسان الملك سپهر

369

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بخنديد و اشارت كرد كه از آن شربت دوشين مرا بچشان . فاطمه مسرور شد و گفت : عرفه و ربّ الكعبة و آن روز عرفه خوانده شد ؛ و روز سيم عاشر شهر ذيحجه بود و از اين حديث چنان معلوم مىشود كه ولادت آن حضرت در هفتم شعبان بوده و آن ماه را عرب ذيحجه گفتند ، از اين روى كه حج گذاشتن ايشان در آن سال در شهر شعبان افتاد و اينكه چگونه مردم عرب در هر سال به ماهى ديگر حج مىگذاشتند در قصّهء ولادت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مرقوم افتاد . بالجمله : على عليه السّلام طاهر و مطهّر بىهيچ آلايشى متولّد گشت و رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله مهد او را در نزد فراش خويش مىنهاد و جنبش مىداد و آن سخن مىگفت كه اطفال را به خواب كنند و گاهش بر سينه مىنهاد و مىفرمود : هذا اخى و وليّى و ناصرى و صفيى و ذخرى و كهفى و صهرى و وصيّى و زوج كريمتى و امينى على وصيّتى و خليفتى . و گاهش بر دوش مىگرفت و او را بر شعاب « 1 » و جبال و پست و بلند مكه سير مىداد صلّى اللّه على الحامل و المحمول .

--> ( 1 ) . جمع شعب ، دره‌ها .