لسان الملك سپهر
334
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بيت بد النّور من وجه النّبى فاشرقا * و احيا محيا بالصّبابة محرقا و ابرا عيونا قد عمين من البكا * و اصبح من سوء المكاره مطلقا آنگاه فرمود : اى فرزندان اگر اين پيغمبر مبعوث در ميان اين گروه است در زير اين درخت فرود خواهد شد كه بسيار از پيغمبران بدينجا فرود شدند و اين شجر كه از عهد عيسى عليه السّلام تاكنون خشك باشد بارور خواهد گشت و از اين چاه كه بسيار وقت است خشك مانده آب خواهد جوشيد . بالجمله زمانى دير برنيامد كه كاروانيان در رسيدند و گرد آن چاه فرود شدند و چون آن حضرت از مردم تنها مىزيست به يك سوى شده در زير درخت فرود شد و در حال درخت برگ بكرد و ميوه برآورد ، پس برخاسته بر سر چاه آمد و چون چاه را خشك يافت ، آب دهان مبارك در آن افكند تا در زمان پرآب گشت . چون راهب اين بديد گفت : اى فرزندان ، مطلوب بدست شد و بفرمود : از خورش و خوردنى آنچه لايق بود فراهم كردند ، پس چند تن از رهبانان را به سوى كاروانيان فرستاد كه ايشان را بخوان وليمه دعوت كنند و فرمود : سيّد اين طايفه را بگوئيد كه پدر ما سلام مىرساند كه وليمه از بهر شما كردهام و خواستارم كه به طعام حاضر شويد . چون رسول راهب به ميان كاروان چشمش بر ابو جهل افتاد و پيغام راهب را بگذاشت ، ابو جهل بانگ برداشت كه اى گروه ، راهب از بهر من طعامى كرده است بر سر خوان او حاضر شويد . گفتند : حراست مال و منزل با كه خواهد بود ؟ گفت : با محمّد امين ، پس آن حضرت را بگذاشتند و به دير راهب در رفتند . و فليق ايشان را بزرگوار بداشت و خوش بنهاد . چون آن جماعت دست به طعام بردند راهب درآمد و كلاه برگرفت و بر ديدار هر يك بنگريست و هيچيك را با آن نشان داد كه دانست برابر نيافت ، پس كلاه بيفكند و بانگ برآورد وا خيبتاه ؟ و اين شعر بگفت : بيت يا اهل نجد تقصّى العمر فى اسف * منكم و قلبى لم يبلغ امانيه يا ضيعة العمر لا وصل ألوذ به * من قربكم لا و لا وعد ارجيّه پس روى بدان گروه كرد و گفت : اى بزرگان قريش ، آيا از شما كسى به جاى مانده