لسان الملك سپهر

مقدمه 30

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

تاريخ را چگونه تلقّى مىكردند . اگر اين مطالب را بررسى كنيم و اين علل و عوامل را بسنجيم ، خواهيم دانست كه سپهر به چه كار بزرگى دست زده است . مورخان در ضبط وقايع ملاك‌هايى را كه در علم حديث و نقد روايت معتبر است رعايت مىكردند و سپهر در كتاب خود از چنين اصلى پيروى كرده است ، خود او در ديباچهء جلد اول اعتراف مىكند كه انجام چنين مأموريت از عهدهء يك تن خارج است ، ليكن شاه به دو گفته : سفيران همهء كشورها در دربار هستند ، هر گونه مطلبى كه بخواهى و هر چند تن مترجم به كارت آيد در اختيار تو گذاشته خواهد شد « 1 » . همو دربارهء شيوه نگاشتن و اهميت اثر سپهر در ادامه مطالب گويد : بر فرض كه بگوييم سپهر در كار خود هيچ گونه درايت و اظهار نظر را معمول نداشته و تنها به استنساخ مطالب ديگران اكتفا كرده است ، بازهم اثر او اعجاب‌آور خواهد بود ، در حالى كه چنين نيست . . . . مطالبى كه سپهر در اين كتاب آورده در يك جا فراهم نبوده است ، او براى نوشتن اين كتاب به ده‌ها مجلد از تاريخ ، ادب ، تذكره ، لغت‌نامه‌ها و غيره مراجعه كرده است و مطالب آنها را استخراج نموده و پس از تهذيب و جرح تعديل به فارسى در آورده است . راستى توفيقى عظيم بايد كه نويسنده‌اى ضمن عهده‌دار شغل‌هاى گوناگون در چنان مدتى كوتاه چنين اثرى را فراهم آورد « 2 » . نثر سپهر در نگارش ناسخ التواريخ ، نثر مرسل ساده ، در بعضى موارد نقل عين نوشته‌هاى پيشينيان و يا متأثر از آن است ، هر چند سبك نگارش وى براى دانش‌آموختگان امروز خالى از تكلّف نيست ، اما بايد اذعان داشت كه نثر او نسبت به همگنان عصر خود ساده‌تر و بىتكلّف‌تر است ، با وجود اين اثر او مملو است از كلمات و تعبيرات و اصطلاحات عربى و تا اندازه‌اى مسجع و منشيانه و به قول حضرت استادى جناب دكتر عبد الحسين نوائى « فضل‌فروشانه » و در مقايسه با

--> ( 1 ) . مقدمه براهين العجم ، به قلم سيد جعفر شهيدى . تهران . دانشگاه تهران ، 1351 ، ص 7 - 10 . ( 2 ) . مقدمه براهين العجم ، به قلم سيد جعفر شهيدى . تهران . دانشگاه تهران ، 1351 ، ص 7 - 10 .