لسان الملك سپهر
مقدمه 31
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
شيوهء امروزى « اغلب فراموش مىكند كه دستمايه او تاريخ است نه ترسل ، با اين همه دقيق و جامع است و پرمطلب و جاى جاى ساده و شيرين « 1 » » خواندنى است . با اين كه نثر سپهر انشاء متكلّف منشيانه است ، بايد او را از پيروان مكتب تاريخنگارئى دانست كه آثارشان را به تقليد از اسلوب جامع التواريخ رشيدى تحرير كردهاند « 2 » . سبب چاپ حاضر و روش تصحيح سالى چند در واحدى از واحدهاى دانشگاه آزاد اسلامى « تاريخ اسلام » تدريس مىكردم و به ايام تدريس با سيل سؤالات دانشجويان جوان به ويژه دانشجويان رشتههاى علوم و فنى مواجه و در حد بضاعت جوابگو ، گاه چنان بود كه براى جواب سؤالى هفتهاى به كنكاش و جستجو در لابهلاى متون تاريخى مىپرداختم تا به طور مطلوب و مستدل پاسخگو باشم تا هيچ ابهامى باقى نماند . سؤالى از ميان تمامى سؤالها هر ترم مكرر بود آن هم دربارهء منابع تاريخ اسلام كه اكثر نويسندگان و مورخان از اهل سنّت بودند و دانشجويان در جستجوى منابعى به قلم مورخان شيعه كه يا كم است و معاصر و يا قابل دسترس نيست . بر آن شدم كه يكى از مهمترين منابع شيعى تاريخ اسلام را تصحيح كرده و پس از تصحيح در اختيار عزيزانى قرار گيرد كه اين قبيل منابع را دور از دسترس مىدانستند ، از اين رو به چاپ ناسخ التواريخ كه جوابگوى دانشجويان بود علاقهمند شدم ، به ويژه كه در آن ايام مشغول تصحيح بخش تاريخ قاجاريه آن بودم ، ناگزير
--> ( 1 ) . متون تاريخى به زبان فارسى / اثر دكتر عبد الحسين نوائى - تهران : سمت ، 1376 ، ص 232 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر از مكتب تاريخنگارى فارسى ، از مغول به بعد ، رجوع كنيد به پيشگفتار تاريخ روضة الصفا ، جلد اول كه مصحح در آنجا به بيان دو شيوهء از تاريخنگارى عصر مغول پرداخته و پيشگامان آن دو شيوه را : عطا ملك جوينى ، مؤلف جهانگشا و خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانى مؤلف جامع التواريخ دانسته و به ويژگى هر يك جداگانه پرداخته است . ( تاريخ روضة الصفاى / اثر مير خواند ، تصحيح و تحشيه جمشيد كيانفر . - تهران : اساطير ، 1380 ، جلد اول ، ص بيست تا بيست و چهار ) .