لسان الملك سپهر

125

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

به سلامت برد و از هيچ روى راه نجات نديد جز اينكه اسب به دريا افكند باشد كه به شناورى باره از بحر بگذرد ، چون لختى راه بپيمود از لطمات امواج غرقه گشت و جسدش طعمهء ماهيان شد . و در اين همه سفرها و جنگها دوس ذو ثعلبان ملازم سپاه حبش بود و از اينجاست كه يكى از اهل يمن در حق او گفت : لا كدوس و لا كاعلاق رحله و اين سخن مثل گشت . بالجمله بعد از مرگ ذو نواس ، ارياط به يمن تاخت و قلعه‌هاى استوار را ويران كرد و بيشتر از آنكه ذو نواس از مردم نجران بكشت از اهل يمن مقتول ساخت و مراجعت فرمود . و مدت پادشاهى ذو نواس در يمن بيست ( 20 ) سال بود . جلوس ذو جدن در يمن شش هزار و هشتاد و هشت سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » ذو جدن يك تن از خويشان ذو نواس است بعد از آنكه ذو نواس غرقه گشت ارياط چنان كه مرقوم شد ، هيچ در اراضى يمن از قتل سكنه و تخريب امكنه فرو نگذاشت و قلعهء بينون و قلعهء سلحين و قلعهء غمدان را ويران ساخت و در بلاد و امصار يمن مردم را بعضى بكشت و برخى اسير كرد ، آنگاه به سوى حبشه كوچ داد . از پس او ذو جدن به تخت ملك بر آمد و در تعمير خرابيهاى ارياط بكوشيد و اين شعرها بگفت : هوّنك ليس يردّ الدّمع ما فاتا * لا تهلكى اسفا فى اثر من ماتا ابعد بينون لا عين و لا اثر * و بعد سلحين بينى النّاس ابياتا و هم ديگر شعرهاى ذو جدن در مرثيه ذو نواس و خرابى يمن گويد كه نگارندهء اين مبارك اين چند شعر از آن نگاشت : بيت فانّ الموت لا ينهاه ناه * و ذو شرب الشّفاء مع التّشوق

--> ( 1 ) . برابر ص 327 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .