لسان الملك سپهر

106

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

رعيت از قفاى او بتاختند و با او گفتند : امروز جز تو بر ما پادشاه نشايد بود كه هم جلادت طبع دارى و هم‌نژاد بزرگ و او را آورده بر سرير سلطنت جاى دادند . و زرعه چون در تخت ملكى جاى كرد نام خود را يوسف نهاد و كار ملك به نظم و نسق كر و بر شريعت جهودان همىبزيست و مردم يمن را با دين موسى عليه السّلام آورد و هر كه از آن شريعت روى برتافت عقاب و نكال كرد و ما ديگر احوال او را و خاتمهء ملكش را در ذيل قصهء اصحاب اخدود خواهيم نگاشت .