لسان الملك سپهر

103

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

دانسته بود كه سلطنت يمن بهرهء بنى عدنان خواهد شد . بعد از آنكه مدت پانزده ( 15 ) سال به پادشاهى روز گذاشت از جهان بگذشت . جلوس حسان بن عمرو در مملكت يمن پنج‌هزار و نهصد و هشتاد و چهار سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » بعد از صباح بن ابرهه سلطنت يمن بهرهء حسان بن عمرو بن تبّع گشت ، و او بر سرير ملك برآمده به حل و عقد امور بپرداخت و مملكت يمن را به نظم و نسق بداشت . مردى دانا و دانشور بود ، جود طبعى و جودت طبيعى داشت و در سلطنت بسيار بزرگ و نامور گشت . و چون بهرام گور - كه ذكر حالش در جاى خود مذكور خواهد گشت - به سلطنت ايران برآمد و نام او بلند گشت ، در حضرت او اظهار ضراعت و انكسار نمود و به متحف « 2 » و مهدا « 3 » خاطر او را از خود خوشنود داشت و مدت پنجاه و هفت ( 57 ) سال پادشاهى كرد ، آنگاه به سراى ديگر شتافت . جلوس ذو شناتر در مملكت يمن شش هزار و چهل و يك سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 4 » ذو شناتر لقب لخنيعه است و او مردى از قبيلهء حمير است ، نسبى مجهول داشته و از خاندان ملك نبوده ، بعد از حسان ابن عمرو ، گروهى از اشرار را با خود يار كرده مملكت يمن را فرو گرفت و در آن اراضى پادشاهى يافت و هر كس از اولاد تبابعه را

--> ( 1 ) . برابر ص 288 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 2 ) . متحف : بخشنده ، تحفه دهنده . ( 3 ) . مهدا : كسى كه عادت وى هديه فرستادن باشد . ( 4 ) . برابر ص 303 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .