لسان الملك سپهر
83
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ذو الاصبع گفت : معيشت شما از كدام مال بود ؟ قالت : الضّأن « 1 » ، جوف لا يشبعن و هيم « 2 » لا ينفعن و صمّ لا يسمعن و أمر مغويتهن يتبعن : گفت : مال ما ميش است ، گرسنهاى است كه سير نمىشود و تشنهاى است كه سيراب نمىگردد و كرى است كه شنوا نخواهد شد و درندگانى باشند كه اگر يكى خود را به مهلكه دراندازد همه اقتفا به دو كنند . ذو الاصبع گفت : اشبه امرؤ بعض بزّه « 3 » : شوهر ترا مال او شبيه شده است و ايشان را وداع گفته به خانهء شوهران فرستاد . حارث بن كعب و ديگر از معمرين حارث است ، و هو حارث بن كعب بن عمرو بن وعلة بن خالد بن مالك بن ادد المذحجى است ، و مذحج نام مادر مالك بن ادد است و او را از اين روى مذحج ، نام دادند كه ولادت او در پشتهاى واقع شد كه نام آن پشته مذحج بود ؛ و قبيلهاى كه از اولاد او باديد آمد به دو نسبت كرده مذحجى گفتند ، و مذحج دختر ذى منجشان بن كلّة بن بردمان است ، و منجشان نام بستانى بود كه مالك آن ذى منجشان لقب يافت . بالجمله حارث يكصد و شصت ( 160 ) سال زندگانى يافت ، و هنگام وفات فرزندان خود را فراهم كرده ، اين سخنان را بر ايشان وصيّت نهاد ، گفت : هرگز از در حيلت با كس در نيامدم ، و دوستى مردم فرومايه نجستم ، و با دختر عم و زن پسر و برادر از در خيانت نگاه نكردم ، و هيچ زن بدكاره را با خود راه ندادم و اسرار خويش را اگر چه با دوستان بود در ميان ننهادم و بر دين شعيب عليه السّلام بزيستم ، و در ميان عرب جز من و اسد بن خزيمه و تيم بن مرّه « 4 » كسى بر دين شعيب نبود . هان اى فرزندان من پند مرا پذيره شويد و بر دين من باشيد و از خداى بترسيد و در عصيان او طغيان نكنيد و با هم نفاق مورزيد و پراكنده نگرديد كه مورث ذلّت شود و مرگ در عزّت بهتر از زندگانى در ذلّت است ، آگاه باشيد كه در اين جهان هر
--> ( 1 ) . ضاين : پيش را گويند ، ضان جمع آن باشد . ( 2 ) . هيم : يعنى تشنه . ( 3 ) . بزّ : سلاح و متاع را گويند . ( 4 ) . متن : تميم بن مرّه .