الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
75
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در اخبار سال ششم هجرت ، خبر طبرى را از واقدى در مورد فرستادن سفيرانى به سوى پادشاهان در ماه ذى الحجّه نقل كرديم . از جملهء اين رسولان ، دحية بن خليفهء كلبى بود كه به سوى قيصر روم فرستاده شده بود . « 1 » البته در آنجا بعيد دانستيم كه وى در ماه ذى الحجّه سفر كرده باشد ؛ زيرا در خيبر حاضر بوده است . « 2 » براى همين ترجيح داديم كه خبر آن را بعد از واقعهء جنگ خيبر نقل كنيم ؛ بلكه خبر بازگشت وى از شام به دنبال سريهء زيد بن حارثه به حسمى در جمادى الآخر سال هفتم هجرت مىباشد . همچنين نامهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به فارس ، خطاب به خسرو پرويز بوده است « 3 » و طبرى از واقدى نقل كرده است كه خسرو پرويز ده روز گذشته يا مانده به ماه جمادى الاول سال هفتم هجرت به قتل رسيده است و از همين معلوم مىشود كه نامهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به فارسيان قبل از نامهء وى به روميان بوده است « 4 » ؛ از اين رو در ابتدا نامه به فارسها را بيان مىكنيم . ( 2 ) ارسال نامه به كسرى كسرى ، معرّب كلمه خسرو مىباشد كه در فارسى به معناى عظيم و مهتر است . اين اسم ، علم براى هيچ كدام از پادشاهان ساسانى نيست ، بلكه يك لقب عام براى تمام آنهاست . و اين كسرائى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به وى نامه نوشت ، خسرو پرويز فرزند هرمز ساسانى بوده است . ( 3 ) طبرى از ابن اسحاق [ كه در سيرهء ابن اسحاق و ابن هشام نيست ] از يزيد بن حبيب روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عبد اللّه بن حذافه سهمى را به سوى كسرى بن هرمز ، پادشاه فارس فرستاد و اين نامه را با او ارسال كرد : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، از محمد رسول خدا به كسرى عظيم فارس ، سلام بر كسى كه از راه هدايت پيروى كند و به خدا و رسولش ايمان بياورد و گواهى بدهد كه « لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و انّ محمّدا عبده و رسوله » . من تو را به سوى خدا دعوت مىكنم . من فرستادهء خدا به سوى تمام مردم هستم تا آنها را هشدار دهم و تا حقيقت مطلب بر كافران روشن شود ! اسلام بياور تا سالم و سعادتمند بمانى و اگر از قبول اسلام خوددارى كنى ، گناه مجوس بر گردن تو است . »
--> ( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 644 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 67 و سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 345 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 555 و در آن اشتباها سال ششم آمده است در حالى كه ارسال نامهها در سال ششم بوده است . ( 4 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 656 .