الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

63

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) رسيدن جعفر بن أبي طالب به خيبر طبرسى ، از أبان أحمر بجلى كوفى از زراره از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبل از آنكه به سوى خيبر حركت كند ، عمرو بن اميّهء ضمرى را پيش نجاشى ، پادشاه حبشه فرستاد تا جعفر و اصحابش را بياورد نجاشى جعفر و اصحابش را آمادهء حركت كرد و كاملا آنها را مجهّز نمود و دستور داد كه لباس‌هاى خوب بر آنها بپوشانند و آنان را با دو كشتى فرستاد . هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خيبر را فتح كرد ، پيكى آمد و مژده داد كه ؛ جعفر بن ابى طالب و اصحابش از حبشه بازگشته‌اند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نمىدانم كه براى كداميك از اين دو بيشتر خرسند باشم : به فتح خيبر يا به رسيدن جعفر ؟ ! و از سفيان ثورى از ابن زبير از جابر انصارى روايت شده است : هنگامى كه نگاه جعفر بن ابى طالب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله افتاد ، براى تعظيم و احترام به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر روى زمين سجده كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش آمد و ما بين دو چشمانش را بوسيد . « 1 » ( 2 ) شيخ طوسى نيز در تهذيب با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : در روزى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خيبر را فتح كرد به او خبر رسيد كه جعفر از حبشه آمده است . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به خدا قسم كه نمىدانم براى كداميك بيشتر خرسند باشم ؟ ! به آمدن جعفر يا به فتح خيبر ؟ پس از مدتى جعفر آمد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جاى خود بلند شد و او را در بغل گرفت و ما بين دو چشمانش را بوسيد و به وى فرمود : اى جعفر ؛ آيا چيزى به تو عطا نكنم ؟ ! آيا چيزى به تو هديه نكنم ؟ ! آيا چيزى به تو نبخشم ؟ ! مردم ، همگى كنجكاو شدند و گمان مىكردند كه مىخواهد طلا يا نقره‌اى را به او هديه كند ! جعفر عرض كرد : چرا اى رسول خدا ، مىخواهم كه چيزى به من عطا كنى . آنگاه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز جعفر طيار را به وى تعليم داد . « 2 » ( 3 ) شيخ طوسى ، در امالى با سند خود از حذيفة بن يمان روايت كرده است : وقتى جعفر از حبشه به خيبر آمد ، يك قطيفه و مقدارى عطر را براى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله هديه آورد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين قطيفه را

--> - و معامله با غير هم‌وزن اشكالى ندارد و در مورد اسبق نهى از معامله غررى و نامعلوم بوده است و شايد كه در گردنبند نيز اين گونه بوده است كه در آن مقدارى طلا كه اندازهء آن معين نبوده است با دينارهاى طلا معامله شده است ؛ امّا اگر وزن طلاى موجود در گردنبند كمتر از وزن دينارها باشد مانعى ندارد ، چون طلاى ساخته شده است و يا به خاطر وجود مواد ديگر در طلا و مانعى ندارد كه طلا به ضميمهء چيز ديگر با طلاى كمتر معامله شود ؛ امّا اگر دو طلاى معامله شده هم‌وزن باشد ، در مذهب اهل بيت عليهم السّلام اين معامله حرام است . ( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 209 ، و نگاه كنيد به سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 3 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 683 . ( 2 ) . تهذيب ، ج 3 ، ص 186 ، باب 20 ، حديث 1 . تفصيل اين نماز از امام باقر عليه السّلام در كافى ، ج 3 ، ص 465 و در الفقيه ، ج 1 ، ص 347 ، چاپ نجف اشرف آمده است .