الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
60
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) و شنيده شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن روز فرمود : هر كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، آب خود را در زراعت ديگرى جارى نسازد و چيزى از غنائم را نفروشد تا تكليف آن معلوم شود و سوار هيچ مركبى از غنائم نشود تا آن را تحويل دهد و لباسى از غنائم را نپوشد تا آن را تحويل دهد و با هيچ زن اسيرى نزديكى نكند تا حيض شود و پاك گردد و اگر حامله است ، وضع حمل كند . « 1 » گفتهاند : كه زيد بن ثابت مسئول سرشمارى مسلمانان گرديد . مسلمانان هزار و چهار صد نفر بودند كه دويست اسب داشتند كه سهم آنها ، چهارصد سهم مىشد ؛ بنابراين غنائم را به هيجده قسمت تقسيم كردند و هر قسمت را به يك نفر دادند كه بين صد نفرى كه با او هستند ، تقسيم كند . « 2 » ( 2 ) واقدى با سند خود از حارث بن عبد الله روايت كرده است : ام عمّاره را ديدم و از او پرسيدم : سهم مردان چقدر بوده است ؟ گفت : همسرم ، غزيّة بن عمرو كالايى [ از غنائم خيبر ] را به يازده دينار و نيم خريد و چيزى از او مطالبه نكردند و براى همين حدس زديم كه اين مقدار ، سهم افراد اسب سوار است ؛ زيرا همسرم صاحب اسب بود . « 3 » گفتهاند : خيبر ، مخصوص كسانى بود كه در حديبيه شركت داشتند ؛ به خاطر قول خداوند متعال كه مىفرمايد : « وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ » « 4 » ؛ خداوند به شما غنائم بسيارى را وعده داده بود ، امّا اين را براى شما تعجيل كرد . و منظور اين است كه غنائم خيبر مال كسانى است كه در حديبيه شركت داشتهاند . ( 3 ) در اين جنگ پنج نفر مريض شدند كه از جمله آنها سويد بن نعمان و عبد الله بن سعد بن خيثمة و مردى از بنى خطامه بودند . از اين پنج نفر ، دو نفرشان مردند . و مرى بن سنان ، جابر بن عبد الله انصارى و ايمن بن عبيد ، پسر ام ايمن در مدينه ماندند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، سباع بن عرفطهء غفارى را جانشين خود در
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 681 - 682 . قول اخير را ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 345 - 346 با سند خود از رويفع بن ثابت انصارى روايت كرده و از مكحول نقل كرده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در جنگ خيبر آنها را از چهار چيز نهى فرمود : از خوردن گوشت الاغ اهلى ، از خوردن گوشت هر حيوانى كه داراى دندانهاى درنده است ، از نزديكى با اسيرانى كه حامله هستند و از فروش غنيمت قبل از آنكه تقسيم شود . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 689 و 718 . همچنين ابن اسحاق گفته است : افرادى كه غنائم خيبر در ميان آنها تقسيم شد ، هزار و هشتصد نفر بودند كه هزار و چهارصد نفر مرد و دويست اسب را تشكيل مىدادند . به هر اسب دو سهم و به صاحب آن يك سهم مىرسيد و به هر پيادهاى يك سهم تعلق مىگرفت . و مجموع سهام هزار و هشتصد سهم بود و همين اقتضا مىكند كه سورهء فتح بعد از فتح خيبر نازل شده باشد نه بعد از حديبيه . ( 3 ) . او با اسب خود به سوى خيبر حركت كرده بود . در شبى كه به خيبر نزديك شدند و خانههاى خيبر ديده مىشد ، اسب او را پايين انداخت كه در نتيجه دست او شكست و اسب وى نيز از حركت عاجز شد ؛ بنابراين در خيمهاش به استراحت پرداخت تا جنگ به اتمام رسيد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سهم يك اسب سوار را براى او قرار داد ، مغازى ، ج 3 ، ص 689 . ( 4 ) . فتح ( 48 ) ، 20 .