الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
61
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
مدينه قرار داد . « 1 » و نوشتهاند كه ده نفر از يهوديان مدينه به همراه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به سوى خيبر حركت كردند . كه بعضى از آنها غلام اربابان خود بودند . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى از غنائم را به آنها داد . ( 1 ) و بيست نفر از زنان از مدينه همراه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله حركت كردند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سهمى براى آنها قرار نداد ؛ اما هديهاى را به آنها داد كه تقريبا مساوى با نصف سهم مردان بود . « 2 » از اميّة دختر قيس غفاريّة روايت شده است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گردنبندى را به او اعطا كرد . و از امّ سنان روايت شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گردنبندى از شيشه و نقره و ديگى از مس و پارچههايى از مخمل و يك برد يمنى و يك قطيفهء فدكى به او عطا كرده است . و از امّ عمارة روايت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او يك برد يمانى و يك قطيفه و دو دينار داده است . « 3 » ( 2 ) آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله براى كسانى از مسلمانان كه كشته شدند ، « 4 » سهم قرار داد . اين افراد شانزده نفر از انصار و چهار نفر از مهاجرين و سه نفر از همپيمانان بنى اميّه و يك نفر از همپيمانان بنى اسد بودند . « 5 » در مورد نخلستانها و مزارع خيبر ، يهوديان خيبر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : اى محمد ، ما اين نخلها را به بار آوردهايم و بهتر از هر كسى مىتوانيم آنها را اداره كنيم . « 6 » و كلينى در كافى با سند خود از
--> ( 1 ) . در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 342 آمده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله غيلة بن عبد الله ليثى را به سرپرستى مدينه گمارد . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 684 - 686 و معناى اخير در سيره ، ج 3 ، ص 356 آمده است . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 686 - 688 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 684 . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 358 . و از واقدى در ج 2 ، ص 636 به نقل از ابى هريره نقل كرديم : در حالى كه ما هشتاد خانواده از دوس [ عشيرهاى از أزد در يمن ] بوديم ، وارد مدينه شديم . گفتند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خيبر رفته است . ما هم به خيبر رفتيم و ديديم كه اهل قلعهء كتيبه را محاصره كرده است . در كنار او مانديم تا خداوند فتح و پيروزى را نصيب او كرد . و راويهء او ، ابن سعد در طبقات ، ج 1 ، ص 78 نوشته است : دوسىها كه ابو هريره هم در ميانشان بود و اشعرىها [ كه از دوسىها بودند ] به مسلمانان در خيبر ملحق شدند . پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اصحابش پيشنهاد كرد كه آنها را هم در غنائم شريك كنند و قبول كردند . در كتاب فتح البارى عسقلانى ، ج 6 ، ص 182 و ج 7 ، ص 391 به نقل از ابو موسى اشعرى آمده است : به آنها خبر رسيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ظهور كرده است و مسلمانان به حبشه هجرت كردهاند . آنها كه در حدود پنجاه نفر بودند به مدينه آمدند و همراه جعفر بن ابى طالب حركت كردند تا در خيبر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملحق شدند و آن حضرت سهمى براى آنها قرار داد . ( 6 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 690 ، در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 352 آمده است : يهوديان گفتند : ما آگاهتر و باتجربهتر نسبت به اين نخلستانها هستيم و از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند تا آنها را بالمناصفه به ايشان واگذار كند و آن حضرت با آنها مصالحه كرد ؛ به اين شرط كه هرگاه اراده كند ، مىتواند آنها را اخراج كند . و در ج 3 ، ص 371 به نقل از زهرى آمده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پس از فتح قلعههاى خيبر ، يهوديان را فراخواند و فرمود : آيا قبول مىكنيد كه اين اموال را به شما واگذار كنم كه در آنها كار كنيد و محصول آن براى ما و شما باشد و همان مقدار براى شما مقرر مىكنم كه خداوند مقرر كرده است ؟ گفتند : قبول است ؛ از اين رو در مزارع خود كار مىكردند تا اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد و ابو بكر روى كار آمد . و همان قرارداد زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در مورد آنها اجرا كرد تا اينكه از دنيا رفت و عمر بر سر كار آمد . او در ابتدا همان قرارداد را تأييد كرد ؛ امّا بعد آنها را اخراج و اراضى خيبر را به هيجده سهم تقسيم كرد و آنها را به همان هيجده نفرى داد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان فتح خيبر معين -