الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
52
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) از رجيع تا منزلة و قلعهء سمران در ادامه مىنويسد : پس از آن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جنگ با اهل نطاة فارغ گرديد و خيالش از يهوديان و شبيخونهاى آنها آسوده شد ، به مسلمانان دستور داد كه از اردوگاه رجيع به قرارگاه منزلة برگردند و پس از سازماندهى به آنها دستور داد كه به سوى اهل شق حركت كنند . شق داراى چند قلعه بود كه از جملهء آنها قلعهء أبيّ بود و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فتح قلعهها را از همين قلعه شروع كرد و از آنجا عازم فتح قلعهء سمران شد . ( 2 ) از اين قلعه مردى به نام غزّال ( يا غزول ) خارج شد و مبارز طلبيد . حباب بن منذر به مبارزهء او رفت و با هم درگير شدند . سپس حباب ضربهاى به او زد و دست راست او را از ساق قطع كرد كه در نتيجه شمشيرش از دستش افتاد و فرار كرد تا به قلعه برود ؛ امّا حباب او را تعقيب كرد و ضربهاى بر پايش زد كه در نتيجه بر زمين افتاد . آنگاه حباب سرش را از تن جدا كرد . پس از آن مبارز ديگرى از قلعه خارج شد و مبارز طلبيد كه يكى از مسلمانان از خاندان جحش به مقابله وى رفت و كشته شد . يهودى سر وى را از تن جدا كرد و دوباره مبارز طلبيد . ابو دجانه در حالى كه پيشانى بند قرمزى به كلاهخودش بسته بود و با تبختر گام برمىداشت به مبارزهء وى رفت و در يك لحظه به او حمله كرد و پاهايش را قطع كرد . سپس سرش را از بدن جدا كرد و زره و شمشيرش را برداشت و آنها را نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آورد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آنها را به وى بخشيد . پس از آن يهوديان از مبارزهطلبى دست كشيدند و مسلمانان تكبيرگويان به قلعه حملهور شدند و در حالى كه ابو دجانه در پيشاپيش آنها حركت مىكرد ، وارد قلعه شدند . جنگجويانى كه داخل قلعه بودند ، همانند روباه فرار كردند و از ديوارها بالا رفته و به قلعهء نزار در شق رفتند . مسلمانان در قلعهء سمران كه يكى از قلعههاى أبيّ به شمار مىرفت ، به غنائم زيادى دست يافتند . ( 3 ) قلعهء نزار در شق در ادامه مىنويسد : جنگجويان يهودى از قلعهء سمران فرار كردند و به قلعهء نزار در شق پناه بردند . از سوى ديگر يهوديانى كه به كوههاى نطاة فرار كرده بودند ، به قلعهء نزار بازگشتند و درب قلعه را بسته و به شدت به دفاع از خود پرداختند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نگاهى به قلعهء نزار انداخت و فرمود : اين آخرين قلعه از قلعههاى خيبر است كه جنگ در آن رخ داده است . « 1 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 662 - 669 .