الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

74

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

سپس اين هشام مىگويد : فريادزننده همان شيطان ( أزبّ العقبة ) « 1 » بوده است . ابن اسحاق به شيطان تصريح نكرده است بلكه تصريح كرده است كه گويندهء اين سخن ابن قميئه بوده كه گفته است : من محمد را كشتم . « 2 » ( 1 ) از قاسم بن عبد الرحمن از طايفهء بنى النجّار نقل شده است كه : عده‌اى از مهاجران و انصار كه از جملهء آنها عمر بن خطّاب و طلحة بن عبيد الله بودند از عقب‌نشينى و دست روى دست گذاشتن خود عذر خواهى كردند . وقتى كه أنس بن نضر به آنها گفت : چه چيزى باعث شد كه دست روى دست بگذارى ؟ گفتند : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كشته شده است ؟ او گفت : زندگى بعد از پيامبر را مىخواهيد چه كنيد ؟ ! برخيزيد و در راه همان چيزى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله براى آن كشته شده است ، بميريد ، « 3 » كه همين دالّ بر اين است كه آنها آن صيحه را دليل بر دست كشيدن خود از جنگ دانسته‌اند . ( 2 ) اما واقدى خبر صيحهء ابليس را در چهار موضع تكرار كرده است كه در اوّلين موضع آن را از رافع بن مخديج نقل كرده است كه مىگويد : وقتى تيراندازان محل استقرار خود را ترك كردند و تنها عدهء كمى در آنجا باقى ماندند ، خالد بن وليد خلأ ايجاد شده در تنگه و تعداد اندك تيراندازان را مشاهده كرد ، لذا با اسب بر آنها هجوم آورد و عكرمة بن ابى جهل نيز به دنبال او رفت . آنها به سوى تيراندازان باقيمانده رفتند و بر آنها حمله كردند . افراد باقيمانده آن قدر تيراندازى كردند تا شهيد شدند و عبد الله بن جبير هم آن قدر تيراندازى كرد تا تيرهايش به اتمام رسيد . آن‌گاه با نيزه بر آنها حمله كرد تا آن هم شكست . سپس غلاف شمشيرش را شكست و آن قدر با آنها جنگيد تا اين كه شهيد شد . ( 3 ) جعال بن سراقه و أبو بردة بن نيار آخرين كسانى بودند كه بعد از شهادت عبد اللّه بن جبير از كوه پايين آمدند و به مسلمانان پيوستند و جعال با شدت تمام در كنار أبى بردة بن نيار و خوّات بن جبير ( برادر عبد الله بن جبير ) با مشركان مىجنگيد ؛ اما وى در آن روز به گرفتارى بزرگى مبتلا شد و آن اين بود كه ابليس به صورت وى ظاهر شده بود و سه بار فرياد زده بود كه : همانا محمّد كشته شد ! اين كار باعث شد كه اوضاع به سرعت عوض شد و مشركان بر مسلمانان غالب شدند و به همين علت مسلمانان بر جعال بن سراقه هجوم آوردند و گفتند : اين شخص بود كه فرياد زد : همانا محمد كشته شد ! لذا مىخواستند كه او را به قتل برسانند ! تا اين كه ابو بردة بن نيار و خوّات بن جبير شهادت دادند بر اين كه وقتى صيحه‌زننده ، فرياد مىزد ، جعال در كنار آنها بوده است و صيحه‌زننده شخص ديگرى بوده است . « 4 »

--> ( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 82 و در مورد ازبّ العقبة ابن اثير در النهايه ، ج 1 ، ص 28 مىگويد كه اين از اسماء شياطين است . ( 2 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 99 . ( 3 ) . همان ، ص 88 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 232 .