الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
51
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
از جمله كسانى كه به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در احد ملحق شدند ، فردى يهودى به نام مخيريق از بنى ثعلبه بود كه از أحبار يهود به شمار مىرفت . ( 1 ) ابن اسحاق مىنويسد : اين فرد به اصحابش گفت : اى جماعت يهود ، به خدا قسم مىدانيد كه يارى كردن محمّد بر گردن شما فرض است ! سپس وسايل و شمشير خود را برداشت و گفت : اگر كشته شدم ، اموال من در اختيار محمد باشد تا هر گونه كه مىخواهد به مصرف برساند . سپس صبح زود حركت كرد و به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ملحق شد و اسلام آورد و در كنار آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود تا به شهادت رسيد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مورد او فرمود : مخيرق از بهترين يهوديان بود . « 1 » و صدقههايى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اعطا مىكرد ، از اموال او بود . « 2 » ( 2 ) از جمله كسانى كه اسلام آورد و به مسلمانان ملحق شد : عمرو بن ثابت بن وقش از بنى عبد الأشهل خزرجى بوده است . با وجودى كه قوم وى اسلام را پذيرفته بودند ، او از پذيرش اسلام خوددارى مىكرد تا اين كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى احد حركت كرد ، انقلابى در وى ايجاد شد و سريعا اسلام آورد و شمشير خود را برداشت و به مسلمانان محلق شد و در لشكر آنها قرار گرفت . « 3 » شايد تغيير عقيدهء عمرو بن ثابت متأثر از سخنان پدرش ثابت بن وقش باشد كه با رفيق يمانىاش ، حسيل بن جابر ، پدر حذيفة بن يمان صحبت مىكرد . آن دو كه پيرمرد بودند ، به همراه زنها و بچهها در پشت بام نشسته بودند و در اين حال يكى از آنها به ديگرى گفت : اى بىپدر ! منتظر چه هستى ؟ ! به خدا قسم كه از عمر جز به اندازهء يك نفس گاو باقى نمانده است و همين امروز يا فردا مىميريم ! . پس چرا شمشير برنمىداريم و به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ملحق نمىشويم تا شايد خداوند توفيق شهادت در ركاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به ما عنايت كند ؟ ! . سپس شمشيرهاى خود را برداشتند و حركت كردند تا در ميان مسلمانان قاطى شدند و كسى از اين موضوع آگاه نشد . « 4 » ( 3 ) عبد الله بن عمرو بن حرام پدر جابر بن عبد اللّه چند روز قبل از احد در خواب ، بشر بن عبد المنذر - از شهداى بدر - را ديده بود كه به او مىگويد : تا چند روز ديگر به ما ملحق خواهى شد ! عبد اللّه به او گفت : تو كجا هستى ؟ گفت : در بهشت هستيم و هر جايى كه بخواهيم گردش مىكنيم . عبد الله گفت : آيا
--> خبر را در مغازى ، ج 1 ، ص 273 بدون ذكر آيه نقل كرده است و احتمال مىرود كه ابن أبيّ راضى به زفاف جز در همان شب نشده بود تا حنظله را از رفتن به جنگ بازدارد ؛ اما موفق نشد . ( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 94 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 263 . ( 3 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 95 و واقدى ، ج 1 ، ص 262 و تفسير قمى ، ج 1 ، ص 117 . ( 4 ) . ابن هشام 3 : 92 و واقدى در مغازى 1 : 233 اين شخص را رفاعة بن وقش مىداند و او عمويش بوده است .