الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

47

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) خطبهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله واقدى مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پياده راه مىرفت و صفوف را منظم مىكرد و « مؤمنين را براى جنگ آماده مىكرد » و مىگفت : جلوتر بيا فلانى ، عقب‌تر برو فلانى و اگر مىديد كه پاى كسى از صف جلوتر است ، او را عقب‌تر مىبرد . سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ايستاد و در ضمن خطبه‌اى فرمود : ( 2 ) اى مردم ، شما را سفارش مىكنم به آنچه كه خداوند در كتابش مرا بدان سفارش كرده است ، كه از دستورهايش اطاعت و از محرمات او دورى كنم . شما امروز در جايگاه كسب أجر و پاداش هستيد براى كسى كه خدا را به ياد داشته باشد و خودش را به صبر و يقين آراسته كند و تلاش و فعاليت داشته باشد . بدانيد كه جهاد با دشمن سخت است و افرادى كه ايستادگى كنند ، كم هستند ، مگر آنان كه خداوند ارادهء آنها را قوى كرده باشد . بدانيد كه خداوند با كسى است كه از او اطاعت كند و شيطان با كسى است كه از حق نافرمانى كند . با صبر بر جهاد اميد فتح و پيروزى داشته باشيد . و از خدا بخواهيد كه آنچه را وعده داده است به شما ارزانى دارد و در همه حال از او اطاعت كنيد . من بر هدايت شما بسيار حريص هستم و بدانيد كه اختلاف و نزاع و تأخير در كارهاى باعث ضعف و عجز مىگردد كه خدا آن را دوست ندارد و با وجود آن يارى و پيروزى خود را دريغ مىكند . ( 3 ) اى مردم به دلم افتاده است كه هر كسى مشغول كار حرامى شود ، خداوند بين خود و او جدايى مىافكند و هر كسى كه به سوى خدا ميل كند ، گناهانش را مىآمرزد . . . و روح الامين به من الهام كرده

--> بن ابى جهل را فرماندهء ميسرة كردند . ( ج 3 ، ص 70 ) و پرچمداران را از بنى عبد الدار قرار دادند و ابو سفيان پيش آنها رفت و گفت : اى بنى عبد الدار ، شما در روز بدر پرچم ما را رها كرديد و بدان بلا گرفتار شديم و لشكريان تابع پرچم خويش هستند و كه اگر سقوط كند ، شكست مىخورند ، بنابراين با اين كه بايد از پرچم به خوبى نگهدارى كنيد و يا اين كه آن را به ما واگذار كنيد تا ما از آن نگهدارى كنيم ! به او گفتند : تو مىخواهى كه پرچم خودمان را به تو واگذاريم ؟ ! فردا خواهى فهميد كه به هنگام كارزار چه خواهيم كرد ؟ ! ( ج 3 ، ص 72 ) . و واقدى مىگويد : آنها پرچم خود را به طلحة بن ابى طلحه واگذاردند . . . و ابو سفيان فرياد زد : اى بنى عبد الدار ، مىدانيم كه شما از همهء ما اولى به پرچم‌دارى هستيد و مىدانيم كه روز بدر از ناحيهء پرچم شكست خورديم و هر قومى از ناحيهء پرچم خود آسيب‌پذير است ؛ بنابراين پرچم را حفظ كنيد و نگذاريد سقوط كند و اگر نمىتوانيد ، آن را به ما واگذار كنيد ؛ زيرا ما افرادى مصيبت‌ديده و خونخواه هستيم كه براى انتقام و خونخواهى آمده‌ايم و اگر پرچم سقوط كند ، لشكر نمىتواند همبستگى و بقاى خودش را حفظ كند ؟ ! بنى عبد الدار از اين سخنان خشمگين شدند و گفتند : پرچم خود را تحويل دهيم ؟ ! اين امكان ندارد ! و خواهى ديد كه چگونه از پرچم محافظت مىكنيم ! و با ابو سفيان تندى كردند . آن‌گاه به دور پرچم جمع شدند و نيزه‌هاى خود را برافراشتند . ابو سفيان گفت : آيا پرچم ديگرى آماده كنيم ؟ بنى عبد الدار گفتند : در اين صورت آن را هم بنى عبد الدار حمل مىكند و غير از اين امكان ندارد . ( ج 1 ، ص 221 ) .