الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
45
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) پرچم و بيرق طبرى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پس از فرا رسيدن صبح آمادهء جنگ شد . او على عليه السّلام را پرچمدار مهاجرين و سعد بن عباده را پرچمدار انصار كرد و خود آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله زير پرچم انصار قرار گرفت . « 1 » قمى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اصحاب خود را آماده كرد و پرچم را به امير المؤمنين عليه السّلام سپرد . « 2 » ( 2 ) استقرار تيراندازان بر تنگه احد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پنجاه نفر از تيراندازان را به فرماندهى عبد اللّه بن جبير بر تنگهء احد مستقر كرد ؛ زيرا احتمال مىداد كه مشركان از آن ناحيه ، از پشت به مسلمانان حمله كنند و به عبد الله بن جبير و افرادش
--> مىنويسد : گفته مىشود كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پشت به خورشيد كرد و عينين را پشت سر خودش قرار داد ، لذا مشركان روبهروى خورشيد قرار گرفتند و قول صحيحتر به نظر ما اين است آن حضرت كوه احد را پشت سر لشكر خود و مدينه را روبهروى خود قرار داد و مشركان رو به احد و پشت به مدينه قرار گرفتند . و قبل از آن گفته است : در جايى كه امروزه پلى وجود دارد و در زمينهاى ابن عامر مىباشد ، موضع گرفتند ( ج 1 ، ص 219 - 220 ) . ( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 176 و قصص الأنبياء ، ص 341 و مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 191 - 192 . ابن اسحاق مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرچم را به مصعب بن عمير از بنى عبد الدار واگذار كرد و وقتى كه او شهيد شد ، پرچم را به على بن ابى طالب سپرد . . . و خود آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله زير پرچم انصار قرار گرفت ( و نگفته كه پرچمدار سعد بوده است ) و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام پيغام فرستاد كه پرچم را جلو ببرد . على عليه السّلام پيش رفت ، در حالى كه مىگفت : من ابو القضم هستم ( ج 3 ، ص 78 ) . واقدى مىگويد : سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد كه سه نيزه بياورند و سه پرچم براى أوس و خزرج و مهاجرين بست و پرچم أوس را به اسيد بن حضير و پرچم خزرج را به سعد بن عباده يا حباب بن منذر بن جموح و پرچم مهاجرين را به مصعب بن عمير يا على بن ابى طالب ! عليه السّلام داد . سپس اسب خود را درخواست كرد و بر آن سوار شد و نيزهء بلندى به دست گرفت كه پيكان آن برنجى بود و كمانى را به دوش انداخت . و در اين جنگ مسلمانان صد زره داشتند ( ج 1 ، ص 215 - 225 . در مورد قول ابن اسحاق كه از پرچم و بيرق سخن به ميان آورده است ، بايد گفت كه بعد از شهادت مصعب بن عمير ، پرچم به على عليه السّلام سپرده شد و امّا بيرق از همان ابتدا در دست آن حضرت عليه السّلام بود و شايد كه همين ، علّت ترديد واقدى بوده است كه راه حلّ آن از اين طريق مىباشد . و شيخ مفيد هم در ارشاد ، ج 1 ، ص 78 به همين نظر اشاره دارد و مىنويسد : بيرق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در جنگ احد در دست امير المؤمنين صلّى اللّه عليه و آله بود ؛ چنان كه در جنگ بدر نيز به دست آن حضرت عليه السّلام سپرده شده بود و پرچم را هم در آن روز به او سپردند و به دست ديگرى ندادند . پس او صاحب پرچم و بيرق ، توأما بوده است و در اين جنگ هم فتح از آن وى بود ، چنان كه در بدر چنين بود . سپس به اخبار سهگانه از ابى البخترى قرشى و عبد الله بن عباس و عبد الله بن مسعود استشهاد كرده است . بنابراين آنچه را كه واقدى از ابى معشر و ابن الفضل نقل كرده است كه گفتهاند : وقتى مصعب به شهادت رسيد ، فرشتهاى به صورت وى ، پرچم را به دست گرفت و در آخر روز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى گفت : بيا جلو اى مصعب ! كه در اين حال آن فرشته متوجه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شد و گفت : من مصعب نيستم ! و نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله فهميد كه او فرشتهاى است كه براى كمك نازل شده است . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 112 .