الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

236

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) در قرب الإسناد با سندى از امام صادق عليه السّلام از على عليه السّلام نقل كرده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مطلع شد كه بنى قريظه براى ابو سفيان پيغام فرستادند : اگر با محمد درگير شويد ، شما را يارى و پشتيبانى خواهيم كرد ؛ لذا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله برخاست و در ضمن خطبه‌اى فرمود : بنى قريظه براى ما پيغام فرستاده‌اند كه اگر با ابو سفيان درگير شويم ، ما را يارى و پشتيبانى خواهند كرد ! هنگامى كه اين خبر به گوش ابو سفيان رسيد ، گفت : يهوديان ما را فريب داده‌اند . « 1 » ( 2 ) كلينى در روضهء كافى با سندى از ابان بن عثمان احمر بجلى كافى از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : در شبى بسيار تاريك و سرد از شب‌هاى جنگ احزاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بالاى تپه‌اى كه « مسجد فتح » در آن قرار دارد رفت و فرمود : چه كسى به سوى دشمن مىرود تا خبرى براى ما بياورد و من بهشت را براى او تضمين مىكنم ؟ هيچ كس بلند نشد و براى همين آن حضرت درخواست خود را دوباره مطرح كرد . آنگاه امام صادق عليه السّلام در ضمن نقل اين حادثه فرمود : مگر مردم چه مىخواستند ؟ آيا چيزى بهتر از بهشت مىخواستند ؟ سپس فرمود : آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به يكى از اصحابش برخورد كرد و پرسيد : كه هستى ؟ گفت : حذيفه . فرمود : آيا صداى مرا از ابتداى شب مىشنوى و جواب نمىدهى ؟ ! مگر مرده‌اى ؟ ! حذيفه برخاست و گفت : فدايت شوم ، سوزش سرما و بىحالى باعث شد كه جوابت را ندهم ! ( 3 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى حذيفه ، برخيز و به ميان مشركان برو ، تا خبرى از آنها برايم بياورى و دست به اقدامى نزن تا پيش من بازگردى و سپس دست به دعا برداشت و فرمود : خدايا او را از هر گزندى نگهدار . . . پس از آن حذيفه شمشير و كمان و سپر پوستىاش را برداشت و حركت كرد . حذيفه تعريف كرده است : پس از آن كه حركت كردم ، هيچ احساس سرما و بىحالى نمىكردم . پيش رفتم تا از گذرگاه خندق عبور كردم . . . هنگامى كه حذيفه رفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برخاست ( و نمازى به جاى آورد ) « 2 » و سپس چنين دعا كرد : اى فرياد رس بيچارگان ، اى اجابت كنندهء درماندگان ، غم و اندوه و مشكلات را از من بر طرف بفرما . اى خدايى كه حال و روز من و ياران مرا مىبينى . « 3 »

--> در مجمع البيان ، ج 8 ، ص 539 - 540 اين مطلب را نقل كرده است . و واقدى اين خبر را با سندى از او در مغازى ، ج 2 ، ص 280 - 284 و سپس اخبار چهارگانهء ديگرى در ج 2 ، ص 284 - 287 ذكر كرده و سپس گفته است : و قول صحيح‌تر همان قول اوّلى نعيم است . ( 1 ) . قرب الاسناد : 63 - 62 . چنان كه در بحار الانوار ، 20 : 246 هم آمده است . ( 2 ) . چنان كه در روايت طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 193 از أحمر بحلى كوفى هم آمده است . ( 3 ) . اين مطلب در فروع كافى ، ج 1 ، ص 318 و كامل الزيارات ، ص 24 و تفسير قمى ، ج 2 ، ص 186 و تهذيب ، ج 2 ص 6 و 60 آمده است .