الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

221

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) آنها گفتند : اى رسول اللّه : اگر از سوى خدا به اين كار مأمور شده‌اى و در اين باره وحى نازل شده است ، ما بايد بدان عمل كنيم و شما هر گونه كه مىخواهيد عمل كنيد . و اگر مختار هستيد كه در اين صورت ما هم نظرى داريم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در اين مورد وحى نازل نشده است ؛ اما من ديدم كه اعراب بر ضد شما متحد شده‌اند و از هر طرف بر شما هجوم آورده‌اند ؛ لذا مىخواستم كه اتحاد و شوكت آنها را در هم بشكنم . سعد بن معاذ گفت : هنگامى كه ما و اين قوم مشرك بوديم و خدا را نمىشناختيم و او را عبادت نمىكرديم و بت مىپرستيديم ، هيچ‌گاه از محصولاتمان چيزى به آنها نمىداديم ، مگر از راه معامله و دادوستد . و الان كه خداوند به وسيلهء اسلام ما را هدايت كرده و ما را عزيز و شريف قرار داده است ، اموالمان را به آنها بدهيم ؟ ! هيچ احتياجى به اين كار نداريم . به خدا قسم كه چيزى جز برق شمشيرهايمان را به آنها نمىدهيم تا وقتى كه خدا بين ما و آنان حكم كند ! آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حال فهميدم كه چگونه هستيد . بر همين حال پايدار باشيد و بدانيد كه خداوند پيامبرش را خوار نخواهد كرد و به وعده‌هايى كه به او داده است وفا خواهد نمود . سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ميان مسلمانان ايستاد و آنها را به جنگ و جهاد عليه دشمن دعوت و تشجيع كرد و به آنها وعده داد كه خداوند ياريشان خواهد كرد . « 1 » ( 2 ) مبارزهء عمرو با على عليه السّلام قاضى نعمان مصرى مىنويسد : مشركان به كنار خندق آمده و به آن مىنگريستند . امّا از ورود به آن مىترسيدند ؛ زيرا تا آن زمان مثل آن را نديده بودند . براى همين سواره و پياده كنارهء آن را طى مىكردند و فرياد مىزدند : چرا به جنگ و مبارزه نمىآييد ؟ مسلمانان به دستور رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در جايى كه سلاح جنگ پوشيده بودند ، در كنار خندق سنگر گرفته و وسايل لازم را براى پيكار آماده كرده بودند . آنها در جاهاى معيّن ايستاده و تكان نمىخوردند و به هيچ يك از مشركان جواب نداده و حرفى نمىزدند .

--> ( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 95 - 96 . و اين عين عبارت ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 234 از زهرى مىباشد ، بدون اين كه جواب أخير رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در آن آمده باشد . و در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 477 از زهرى از سعيد بن مسيّب اين حادثه با تفصيل بيشترى نقل شده و در اوّل آن آمده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش بيش از ده شب در محاصره قرار گرفتند به طورى كه همگى به رنج و مشقت افتادند . . . و چون آنها به اين حال و روز افتاده بودند ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قاصدى را به سوى عيينة بن حصن و حارث بن عوف روانه كرد . . .