الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
222
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
يك ماه به همين وضع گذشت و جنگى بين آنها رخ نداد ، و فقط از دو طرف خندق تير و سنگ به سوى همديگر پرتاب مىكردند . « 1 » با طولانى شدن محاصره و تمام شدن آذوقه ، مشركان اجتماع كرده و به مشورت پرداختند و از ميان خود عدهاى را انتخاب كردند كه ناگهان از خندق عبور كرده و بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حملهور شوند . ( 1 ) براى همين قهرمانان خود را برگزيدند كه شجاعترين و قوىترين آنها عمرو بن عبد ودّ « 2 » بود و همگى به برترى او معترف بودند . او در بدر شركت كرده و زخمى شده بود ، امّا خود را نجات داده بود . در احد شركت نكرده بود ؛ لذا مىخواست كه نشان دهد او از قهرمانان قريش است و علامتى بر خود گذاشته بود تا بدان وسيله شناخته شود . اين عده به سوى خندق آمدند و در كنارهء آن راه رفتند تا به قسمت باريك آن رسيدند . در آنجا ناگهان اسبهاى خويش را راندند و از خندق پريدند و بقيه در پشت خندق ايستادند و منتظر ماندند تا ببينند كه چه پيش مىآيد . مسلمانان براى اجراى دستور رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و به خاطر ترس و دلهرهاى كه از مشاهدهء اين جمع زياد در آنها ايجاد شده بود ، در جايگاه خويش ثابت ماندند و سنگرهاى خود را ترك نكردند . « 3 » ( 2 ) قمى در تفسير خود مىنويسد : عمرو بن عبد ودّ و هبيرة بن وهب و ضرار بن خطّاب « 4 » به كنار خندق آمدند و ناگهان اسبهاى خويش راهى كردند و از خندق گذشتند . در آنجا عمرو بن عبد ودّ نيزهاش را بر زمين كوبيد و در اطراف آن به جولان پرداخت و اين اشعار را مىخواند : و لقد بححت من التّداء بجمعكم : هل من مبارز * و وقفت اذ جبن الشّجاع مواقف القرن المناجز إنّى كذلك ، لم ازل متسرّعا نحو الهزاهز * إنّ الشّجاعة - فى الفتى - و الجود من خير الغرائز
--> ( 1 ) . و در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 192 آمده است : أحزاب به سوى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيش آمدند به طورى كه شدت و كثرت آنها مسلمانان را به هراس انداخته بود ، اما در پشت ناحيهاى از خندق به مدت بيش از ده شب متوقف شدند و جنگى بين آنها رخ نداد ، مگر پرتاب تير و سنگ . و در مجمع البيان ، ج 8 ، ص 536 هم به همين ترتيب از اصحاب سيره نقل شده است . ( 2 ) . ودّ : اسم بت بنى عامر ، از عشيرهء عمرو بود و اسم آن در سورهء نوح هم آمده است : « وَ قالُوا : لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً . . . » ؛ گفتند : خدايان خويش را رها نكنيد و ودّ و سواع را تنها مگذاريد . . . » ، ( نوح ( ) ، 23 . ( 3 ) . شرح الأخبار ، ج 1 ، ص 292 - 293 و نزديك به همين معنا در مجمع البيان ، ج 8 ، ص 537 از اصحاب سيره نقل شده است و يعقوبى ، ج 1 ، ص 51 تنها كسى است كه مىگويد : درگيرى در روز پنجم رخ داد . ( 4 ) . و در ارشاد ، ج 1 ، ص 96 اسامى عكرمة بن ابى جهل و مرداس القهرى ، جدّ ضرار بن خطّاب هم اضافه شده است .