الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

220

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مؤمنان با ديدن احزاب گفتند : « اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده‌اند و خدا و رسولش راست گفته‌اند . » و اين امر جز بر ايمان و تسليمشان نيفزود . در ميان مؤمنان مردمانى هستند كه بر پيمان با خدا صادقانه وفادار ماندند بعضى پيمان خود را به آخر رساندند و عده‌اى در انتظارند . هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود نداده‌اند . تا خدا پاداش صدق راستگويان را بدهد و اگر بخواهد منافقان را عذاب كند يا توبهء آنها را بپذيرد ؛ زيرا خداوند آمرزندهء مهربان است . خداوند كافران را خشمناك و نااميد بازگرداند . خداوند مؤمنان را از جنگ بىنياز كرد . خداوند مقتدر و نيرومند است . ( 1 ) ايجاد شكاف در ميان مشركان و آزمايش مسلمانان قاضى نعمان مصرى مىنويسد : هنگامى كه مسلمانان به وضعيتى دچار شدند كه خداوند - عز و جل - در كتابش اين چنين آنها را توصيف مىكند : « إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا . هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً . وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً » « 1 » ؛ آنگاه كه از بالا و پايين بر شما حمله بردند و آن دم كه چشم‌ها خيره شد و جان‌ها به گلو رسيد و گمان‌هاى گوناگونى به خدا برديد . در آنجا مؤمنان آزمايش شدند و به سختى تكان خوردند . چون منافقان و بيماردلان مىگفتند خدا و پيامبرش جز فريب به ما وعده‌اى نداده‌اند . هنگامى كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله دلهرهء مسلمانان و كارشكنى منافقان را ديد و احتمال داد كه ممكن است حوادث ناگوارى در ميان مسلمانان پيش آيد . . . قاصدى را نزد عيينة بن حصن فرستاد و به وى وعده داد كه اگر غطفان را بازگرداند ، يك سوّم حاصل مدينه را در آن سال به وى بدهد . . . بدون اين كه ميان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عيينة بن حصن در آن مورد قرار دادى بسته شود . « 2 » ( 2 ) شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله قاصدى نزد عيينة بن حصن و حارث بن عوف مرّى كه از فرماندهان غطفان بودند فرستاد و آنها را به صلح و بازگرداندن قبيلهء خود و انصراف از جنگ دعوت كرد و به آنها وعده داد كه در مقابل ، يك سوم حاصل مدينه را به آنها بدهد . سپس با سعد بن معاذ و سعد بن عباده در مورد پيغامى كه براى عيينه و حارث فرستاده بود به مشورت پرداخت .

--> ( 1 ) . احزاب ( 33 ) ، 10 - 12 . ( 2 ) . شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 293 .