الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
212
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) از جملهء نشانههاى نبوّت قمى در تفسيرش از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكند : وقتى كه ديدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خوابيده و سنگ بر شكمش گذاشته است ، فهميدم كه گرسنه است ؛ لذا گفتم : اى رسول خدا ، آيا غذا مىخوريد ؟ فرمود : چه دارى اى جابر ؟ گفتم : بزغالهاى با يك صاع « 1 » جو . فرمود : برو و آنچه را كه دارى آماده كن . پس به نزد خانوادهام رفتم و گفتم كه جو را آرد كند و من هم بزغاله را كشتم و پوست كندم . به همسرم گفتم كه نان بپزد و غذا طبخ كند و خورشتى آماده كند . پس از آن كه كارها به اتمام رسيد ، نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفتم و گفتم : پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا . غذا آماده است و با كسانى كه دوست داريد تشريف بياوريد . آن حضرت در لبهء خندق ايستاد و با صداى بلند فرمود : اى جماعت انصار و مهاجرين ، دعوت جابر را اجابت كنيد . سپس از كنار هر مهاجر و انصارى كه مىگذشت ، مىفرمود : دعوت جابر را اجابت كنيد . در اين هنگام هفتصد نفر مشغول حفر خندق بودند كه همگى به قصد منزل ما از خندق خارج شدند ! ( 2 ) من پيش افتادم و به همسرم گفتم : به خدا قسم كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن قدر مهمان برايت مىآورد كه توانايى پذيرايى آنها را ندارى ! گفت : آيا گفتى كه چه مقدار غذا داريم ؟ گفتم : بله . گفت : پس او به آنچه انجام مىدهد آگاهتر است . سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و نگاهى به ديگ انداخت و فرمود : يك پيمانه بريز و باقى بگذار . آنگاه در تنور نگاه كرد و فرمود : نان را خارج كن و باقى بگذار و سپس كاسهء بزرگى را خواست و نان در آن تريد كرد و يك لقمه از آن را گرفت و فرمود : اى جابر ، ده نفر را براى غذا به اتاق بياور . من هم ده نفر را آوردم و آنها خوردند تا سير شدند و در كاسه تنها آثار انگشتان آنها ديده مىشد ! ( 3 ) سپس فرمود : اى جابر ، ران را هم بياور . من گوشت را حاضر كردم و آنها خوردند و رفتند . سپس فرمود : ده نفر ديگر را بياور و من ده نفر ديگر را آوردم . آنها هم آمدند و تريد را خوردند تا سير شدند و فقط آثار انگشتان آنها بر غذا مانده بود . سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جابر ، ران را هم بياور . من آن را آوردم و خوردند و خارج شدند . سپس فرمود : ده نفر ديگر را بياور . آنها را وارد كردم و خوردند تا سير شدند و هيچ از غذا كم نشده بود و تنها آثار انگشتان آنها بر ظرف معلوم بود . سپس فرمود : اى جابر ، ران را بياور .
--> ( 1 ) . مساوى 7 / 2 كيلوگرم .