الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

208

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مىرسد . « 1 » و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه با زنبيل خاك‌ها را حمل مىكرد ، اين رجز را مىخواند : هذا الجمال لا جمال خيبر * هذا أبّر - ربّنا - و أطهر جمال و عظمت اين است نه جمال قلعه‌هاى خيبر ، اما اى خدا ، اين خندق و اين برج و باروها بهتر و پاكيزه‌تر است . مسلمانان نيز رجز مىخواندند و اگر فردى را مىديدند كه تنبلى مىكند ، بر او مىخنديدند . « 2 » ( 1 ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در آن روز گفت : هيچ كس از گفته‌هاى رفيقش كه قصد سوئى نداشته ، ناراحت نشود و لكن به حسّان بن ثابت و كعب بن مالك دستور داد كه شعرى نگويند . و در آن روز اسم جعيل بن سراقه را به عمرو تغيير داد و مسلمانان براى او شعر مىخواندند و مىگفتند : سمّاه من بعد جعيل عمرا * و كان للبائس يوما ظهرا . « 3 » پيامبر او را بعد از جعيل ، عمرو ناميد و براى آدم بدبخت هم ، روز خوشبختى فرا مىرسد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هم در تكرار كلمات آخر شعر با آنها همراهى مىكرد و مىگفت : عمرا ، ظهرا . « 4 » ( 2 ) از براء بن عازب نقل كرده است : كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را در آن روز ديدم كه رداى قرمزى بر تن داشت . چهرهء آن حضرت بسيار سفيد بود و موهايش آن قدر بلند بود كه بر شانه‌هايش ريخته بود . در آن روز آن حضرت را ديدم كه خاك حمل مىكرد تا اين كه گرد و خاك بين من و او حايل شد . از ابى سعيد خدرى نقل كرده است كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را ديدم كه به همراه مسلمانان مشغول حفر خندق است و خاك‌ها را حمل مىكند و مىخواند : لا همّ لو لا انت ما اهتدينا * و لا تصدّقنا و لا صلّينا « 5 » اى خدا ، اگر تو اراده نمىكردى ، هدايت نمىشديم و نماز نمىخوانديم و انصار هم رجز مىخواندند و مىگفتند : نحن الذين بايعوا محمّدا * على الجهاد ما بقينا ابدا . ما كسانى هستيم كه با محمد بر جهاد بيعت كرديم و تا هنگامى كه زنده باشيم بر اين بيعت خواهيم بود . و پيامبر هم در جوابشان فرمود : لا همّ لا خير الّا خير الآخرة * فاغفر للأنصار و للمهاجرة هيچ خيرى بهتر از خير آخرت نيست ، اى خدا انصار و مهاجرين را بيامرز .

--> ( 1 ) . همان ، ص 445 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 446 . ( 3 ) . ابن اسحاق نيز آن را در سيره‌اش ، ج 3 ، ص 227 آورده است . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 447 - 448 . ( 5 ) . همان ، ص 499 .