الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
202
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) طبرسى در تفسير خود اضافه مىكند كه ابو رافع و كعب بن اشرف به همراه عدهاى از علماى يهود به مكه رفتند . و از بيشتر مفسران نقل شده است كه بعد از جنگ احد كعب بن اشرف به همراه هفتاد نفر از يهوديان ، سواره به سوى قريش رفت تا با آنان عليه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله پيمان ببندد و پيمانى را كه بين آنها و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود ، نقض كند . پس از رسيدن به مكه ، يهوديان در منازل قريشيان ساكن شدند و كعب بن اشرف هم به منزل ابى سفيان رفت و ابو سفيان او را بسيار تحويل گرفت و احترام كرد . اهل مكه به يهوديان گفتند : شما و محمد ، هر دو از اهل كتاب هستيد و ما اطمينان نداريم كه مكر و حيلهاى در كار نباشد ! پس اگر مىخواهى با تو همكارى كنيم و به سوى يثرب حركت كنيم ، بايد در مقابل اين دو بت سجده كنى و به آنها ايمان بياورى ! و كعب اين كار را كرد ! سپس كعب به آنها گفت : اى اهل مكه ، بايد سى نفر از شما و سى نفر از ما بيايند و سينههاى خود را به كعبه بچسبانند و آنگاه با خداى اين خانه عهد ببنديم كه تمام تلاش خود را در راه جنگ با محمد مبذول كنيم . و اين كار را كردند . ( 2 ) پس از آن كه از اين كار فارغ شدند ، ابو سفيان به كعب گفت : تو كسى هستى كه كتاب مىخوانى و آن را مىفهمى و ما بىسواد هستيم و چيزى نمىدانيم ؛ حال بگو كه كدام يك از ما بر طريق حق و درست هستيم ، ما يا محمد ؟ كعب گفت : دينتان را بر من عرضه كنيد . ابو سفيان گفت : ما براى پذيرايى از حجّاج شترهاى چاق و بزرگ نحر مىكنيم و آنها را سيراب كرده و مهمان را اكرام مىكنيم و اسير را آزاد مىكنيم و ما اهل حرم هستيم . با اين حال محمد دست از دين آباء و اجدادىاش برداشته و قطع رحم كرده و از حرم جدا شده است و به علاوه دين ما از قديم بوده و دين محمد جديد است . كعب گفت : شما از محمد به راه راست و حق نزديكتر هستيد ! و در اين مورد ، آيه نازل شده كه : « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا : هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا . أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً . أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً . أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ و آتيناهم ملكا عظيما . فمنهم من آمن و منهم من صدّ عنه و كفى بجهنّم سعيرا » « 1 » ؛ آيا كسانى را كه بهرهاى از كتاب دارند ، نديدى چگونه به جبت و طاغوت گرويدند و
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 92 . و خلاصهء اين خبر را از محمد ابن كعب قرظى نقل كرده است . ( ج 8 ، ص 533 ) اين خبر را قاضى نعمان در شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 291 آورده است . و شيخ مفيد خلاصهء آن را در ارشاد ، ج 1 ، ص 91 نقل كرده