الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

201

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) فصل سوم مهم‌ترين حوادث سال پنجم هجرى ( 2 ) غزوهء خندق « 1 » على بن ابراهيم قمى در تفسير خود مىنويسد : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بنى قينقاع و بنى نضير را مجبور به ترك ديار خود كرد ، به خيبر رفتند و در اين زمان رئيس بنى نضير حيىّ بن اخطب بود كه به نزد قريش رفت و به آنها گفت : « همانا محمّد به ما و شما اهانت كرد و ما را مجبور به ترك ديار و اموالمان كرد و همچنين پسر عموهاى ما بنى قينقاع را مجبور به ترك ديار كرد و در حال حاضر هفتصد نفر مرد جنگجو از عموزادگانمان ؛ يعنى بنى قريظة در يثرب ساكن هستند و بين آنها و محمد قرارداد صلح منعقد شده است ؛ امّا من نزدشان مىروم و آنان را به نقض پيمان تحريك و تشويق مىكنم و در اين صورت آنها همكار ما مىشوند . . . و شما هم به اطراف و اكناف قاصد بفرستيد و هم‌پيمانان خويش را فرا بخوانيد تا با لشكرى گران به سوى مدينه حركت كنيم . . . آنگاه شما از بالا و بنى قريظه از پايين بر مسلمانان حمله ور مىشويم » . بنى قريظة در بئر مطلّب در دو مايلى مدينه ساكن بودند . « 2 » ( 3 ) شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : جماعتى از يهود و از جمله : سلّام بن ابى حقيق نضيرى ، حيى بن اخطب ، كنانة بن ربيع ، هوذة بن قيس والبى ، ابو عمارهء والبى به همراه جمعى از بنى والبه از يثرب خارج شدند و در مكه نزد ابى سفيان ، صخر بن حرب رفتند ؛ زيرا مىدانستند كه وى دشمن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است و به سرعت حاضر به جنگ با وى مىشود . آنها براى او نقل كردند كه ( در جريان اجبار بنى نضير به ترك ديار خود ) چه بلايى بر سر آنها آمده است و از وى خواستند كه آنان را كمك كند .

--> ( 1 ) . خندق : معرّب كلمهء كنده - به فارسى - و به معناى حفره مىباشد و علّت تسميه نيز اين بوده است كه سلمان فارسى ( محمّدى ) به پيامبر پيشنهاد كرد آن را ايجاد كنند ؛ چنان كه خواهد آمد . و اين غزوه ، ، غزوة الأحزاب هم ناميده مىشود ، زيرا خداوند فرموده است : « وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ » ؛ يعنى هنگامى كه مؤمنان احزاب كفار را مشاهده كردند . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 3 ، ص 176 .