الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
137
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
گفتهاند كه وقتى ابو سلمه از قباء نقل مكان كرد ، در عاليه و در ميان بنى اميّة بن زيد ساكن شد و همسرش امّ سلمه ، دختر ابى اميّهء مخزومى نيز با وى بود . ابو سلمه در احد شركت كرده و بازويش زخمى شده بود ، لذا به منزل بازگشت ، تا اين كه مطلع شد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى حمراء الأسد حركت كرده است ؛ لذا خودش را به حمراء الأسد رسانيد و وقتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بازگشت ، وى هم از عقبه در عقيق به منزل خود بازگشت و به مدت يك ماه مشغول مداواى زخم خود شد . تا اين كه گمان كرد كه زخم خوب شده است ، در حالى كه اين زخم از داخل چرك كرده بود و او نمىدانست . ( 1 ) در همين ايام وليد بن زهير طايى وارد مدينه شد و به خانه دامادش ، طليب بن عمير كه از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به شمار مىرفت ، وارد شد و به وى گفت : در حالى سلمه و طليحه ، پسران خويلد را ترك كرده است كه آنها قوم خويش را براى جنگ با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آماده مىكردند و مىگفتند : به سوى محمد در مدينه حركت مىكنيم و احشامى را كه در اطراف مدينه هستند غارت مىكنيم و در همان حال كه سواره هستيم برمىگرديم . پس اگر آنها بفهمند نمىتوانند ما را بگيرند و اگر هم با آنها درگير شويم پيروز مىشويم ؛ زيرا وسايل و اسلحه برداشتهايم و از طرفى ما سواره هستيم و آنها پياده هستند و در اثر شكست از قريش آمادگى لازم را براى جنگ ندارند . . . طليب بن عمير ، وليد بن زهير طائى را نزد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله برد و اين خبر را به اطلاع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رساندند . ( 2 ) اين زمان مصادف با اول ماه محرّم ، سى و پنجمين ماه هجرت بود . « 1 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ابو سلمه را خواست و به او فرمود : براى سردارى اين سريّه ( كه صد و پنجاه نفر بودند ) آماده شو ، زيرا تو را به فرماندهى آن برگزيدهام . حركت مىكنى و به سرزمين بنى أسد مىروى و قبل از اين كه بر تو هجوم آورند ، آنها را غافلگير كن و او را به تقواى الهى و خير و نيكى با مسلمانانى كه همراهش بودند ، سفارش كرد و آنگاه پرچم را براى او بست . وليد بن زهير طايى نيز به عنوان راهنما به همراه آنها حركت كرد و با آنها به سوى محلّ سكونت خويش بازگشت . آنها به سرعت راه را طى كرده و شبانه روز حركت مىكردند به طورى كه قبل از آن كه خبر به وسيلهء جاسوسها به بنى أسد برسد ، آنها به سرزمين بنى أسد رسيده باشند ؛ لذا در عرض چهار شبانه روز به قطن كه يكى از آبهاى متعلق به بنى أسد بود ، رسيدند . در آن گوسفندانى را ديدند كه به وسيلهء بردگان چرانيده مىشود و از آن ميان سه نفر را دستگير كردند و بقيه فرار كردند . آنها
--> ( 1 ) . در اين ماه جنگ دفاعى و بازدارنده جايز بود و نه جنگ ابتدايى .