الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
138
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
گوسفندان را نيز تصرف كردند و غلامانى كه فرار كرده بودند به ميان بنى أسد رفتند و آنها را از هجوم ابو سلمة و افرادش با خبر ساختند . « 1 » ( 1 ) ابو سلمه در هنگامه صبح افرادش را جمع كرد و آنها را موعظه كرد و به تقوا سفارش كرد و بر جهاد ترغيب و تحريض نمود و تأكيد كرد كه در كارهاى خويش دقت داشته باشند و آنها را دو به دو ، هم پيمان كرد . از سوى ديگر افراد قبيلهء بنى اسد قبل از آن كه مورد هجوم قرار گيرند ، از جريان مطلع شده و خود را مسلّح كرده و براى جنگ صف كشيدند . ابو سلمه بر آنها حمله كرد و در نتيجه مشركان شكست خوردند و به هر طرف پراكنده شدند و مسلمانان به تعقيب آنها پرداختند . ابو سلمه از تعقيب آنها دست كشيد و به قرارگاه خود بازگشت و غنيمتهايى كه سبكتر و قابل حمل بود با خود برداشتند و البته در آن منطقه اهل خانوادهء آن قوم حضور نداشتند . « 2 » آنگاه افراد خود را به سه دسته تقسيم كردند : يك دسته را در قرارگاه خود نگاه داشت و دو دسته ديگر را براى تصرف غنائم به اطراف فرستاد به اين شرط كه در به دست آوردن غنائم ، خيلى حريص نباشند و زود نزد او بازگردند . آنها به اطراف رفتند و همگى سالم بازگشتند و تنها يك شتر و چند رأس گوسفند به غنيمت گرفته بودند و با كسى برخورد نكرده بودند . ( 2 ) ابو سلمه در حالى كه وليد بن زهير طايى به همراهشان بود به سوى مدينه حركت كرد و در راه مقدارى گوسفند به طايى هديه كرد تا وى راضى شد . سپس غلام خوبى را براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كنار گذاشت و خمس غنائم را نيز حساب كرد و بقيهء غنيمت را بين افراد تقسيم كرد . « 3 » سپس به سوى مدينه بازگشتند و يك شبانه روز راه طى كرده بودند كه در شب ، راه را گم كردند . . . پس از آن كه راه را گم كردند ، راهنمايى از عربهاى آن منطقه را اجير كردند تا آنها را راهنمايى كند . او گفت : اگر شما را به گلهاى از گوسفندان راهنمايى كنم ، چه مقدارش را به من مىدهيد ؟ گفتند : يك پنجم آن را . در نتيجه آنها را به گلهاى راهنمايى كرد كه عدهاى آن را چوپانى مىكردند . آنها چوپانها را به اسارت گرفتند و گوسفندان را به تصرف در آوردند و در بين آنها هفت شتر هم بود . راهنما نيز يك پنجم اين احشام را از آنها گرفت . آنها ده شب و خوردهاى غايب بودند « 4 » و سپس وارد مدينه شدند . « 5 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 340 - 342 . ( 2 ) . همان ، ص 345 . ( 3 ) . همان ، ص 343 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 343 ، و در سه روز باقيمانده از ماه جمادى الآخره زخم او عفونت كرد و باعث فوت وى گرديد ، در نتيجه جنازهاش را غسل دادند و به مدينه حمل كرده و به خاك سپردند و همسرش امّ سلمه عده نگاه داشت و پس از آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در ماه شوال او را تزويج كرد . ( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 345 - 346 .