الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
125
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
عباسى ) آمده است كه : وقتى كه حضرت عليه السّلام از احد بازگشت ، هشتاد زخم بر او وارد شده بود و دو زنى كه او را مداوا مىكردند نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : اى رسول خدا ، به خاطر زخمهاى زيادش بر جان او مىترسيم ! به گونهاى كه يك زخم را مىبنديم ، زخم ديگرى باز مىشود ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد او آمد در حالى كه همانند گوشت جويده شده بود . هنگامى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را در اين حال ديد ، گريه كرد و فرمود : حال كه مردى در راه خدا چنين زخم برمىدارد ، بر عهدهء خداوند است كه كارى براى او بكند ! پس على عليه السّلام هم گريه كرد و فرمود : پدر و مادرم به فدايت . خدا را شكر مىكنم كه مرا در حال فرار و يا پشت به دشمن نديد ؛ ولى نمىدانم كه چرا از شهادت محروم شدم ؟ ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ان شاء الله بدان نائل خواهى شد . « 1 » ( 1 ) قمى در تفسير خود مىنويسد : امير المؤمنين پيوسته با كفار قريش مىجنگيد تا اين كه بر روى و سر و سينه و دستها و پاهايش نود زخم پديد آمد و لذا به پرستارى از وى پرداختند . « 2 » ( 2 ) گويى كه اين اخبار براى مرحوم شيخ مفيد هيچ فايدهاى جز ترديد در مضمون آنها نداشته است ، لذا در الارشاد گويد : از نشانههاى خارق العادهء در امير المؤمنين اين بوده است كه صاحب ويژگى خاصى بوده است كه براى هيچ يك از مبارزان و شجاعان نقل نگرديده و آن اين است كه هيچ مبارز و پهلوانى نبوده است ، مگر اين كه در جنگها مجروح و زخمى شده است ، الّا امير المؤمنين كه با وجود شركت در جنگهاى طولانى ، هيچ زخم و جراحتى از سوى دشمن بر او وارد نشده و هيچ كس نتوانسته آسيبى به وى برساند ، تا اين كه ابن ملجم او را ترور كرد و آن ضربهء كشنده را بر او وارد ساخت . اين از عجايبى است كه خداوند آن را مخصوص امير المؤمنين گردانيده است و او را به علم خيرهكننده در اين مورد امتياز بخشيده است و همين دال بر فضل و برترى او بر تمام خلايق مىباشد . ( 3 ) خبر قريش در مكّه واقدى گويد : هنگامى كه قريشيان شكست خوردند و عقب نشستند ، اوّلين كسى كه اين خبر را برايشان برد ، عبد اللّه بن امية بن مغيره بود . او در ابتدا كراهت داشت كه وارد مكه شود ؛ لذا به طائف رفت و به آنها گفت : اصحاب محمد پيروز شدند و ما شكست خورديم و من اوّلين فردى هستم كه برگشتهام . سپس مشركان با ناراحتى پراكنده شدند تا اين كه وحشى به عنوان اوّلين نفر از سپاه قريش وارد مكّه شد . او چهار روز راه طى كرد تا به منطقهاى كه مشرف بر درّهء حجون است رسيد و بارها با صداى بلند
--> ( 1 ) . الاختصاص ، ص 158 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 116 .