الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

78

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

زير زمين خارج كرد و در موضعى كه قبلا كار گذاشته شده بودند ؛ نصب كرد . او براى كعبه دو در قرار داد : درى به سوى خاور و درى به سوى باختر كه باب المستجار ناميده مىشود . سپس با مقدارى از شاخه‌هاى درختان سقف آن را پوشانيد و هاجر پرده‌اى را كه با خويش داشت و به هنگام تابش شديد آفتاب به زير آن پناه مىبردند ؛ به عنوان پرده بر در كعبه آويزان نمود . ( 1 ) هنگامى كه از بنا كردن كعبه فارغ شد ، جبرئيل عليه السّلام در روز ترويه كه هشتم ذى الحجّه بود ، بر آنها نازل شد و گفت : اى ابراهيم ، مقدارى از آب را با خويش بردار ؛ زيرا در منى و عرفات آبى وجود ندارد و براى همين اين روز ، « يوم التروية » ناميده شد . سپس حضرت ابراهيم به منى رفت و شب را در آنجا گذرانيد و همان گونه كه با آدم عليه السّلام رفتار شد ؛ با وى نيز رفتار شد . « 1 » ( 2 ) و همچنين ، از پدرش ، از معاوية بن عمار ، از ابى عبد الله عليه السّلام روايت كرده است : جبرئيل به هنگام زوال خورشيد در روز ترويه به نزد حضرت ابراهيم آمد و گفت : اى ابراهيم براى خود و خانواده‌ات آب بردار ( و در آن زمان بين مكه و عرفات هيچ آبى وجود نداشت ) و براى همين اين روز ، « يوم التروية » ناميده شد . حضرت ابراهيم حركت كرد تا اين كه به منى رسيد و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح را در همان جا به جاى آورد ، تا اين كه خورشيد ظاهر شد و وى به سوى عرفات حركت كرد و در نمره كه در وسط عرفات قرار دارد اطراق كرد . به هنگام زوال خورشيد از خيمه‌اش خارج شد و دست و صورتش را شست و نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه به جاى آورد و در مكان فعلى مسجدى كه در عرفات قرار دارد نماز خواند ( و در آن مكان سنگ‌هاى سفيدى قرار داشته است كه در حال حاضر در داخل مسجدى كه بنا شده است ؛ قرار دارد ) . سپس جبرئيل او را به موقف برد و گفت : اى ابراهيم ، به گناهانت اعتراف كن و نسبت به مناسكت معرفت حاصل كن ، براى همين اين روز ؛ عرفه ناميده شد . در آنجا اقامت كرد تا اين كه خورشيد غروب كرد و سپس جبرئيل او را به سرعت از آنجا برد و گفت : اى ابراهيم ، به سوى مشعر الحرام پيش برو ( و همين مزدلفهء ناميده شد ) و او را به مشعر الحرام آورد . در آنجا مغرب و عشا را با يك اذان و دو اقامه به جاى آورد و به خواب رفت . در خواب ديد كه فرزندش را سر مىبرد . . . تا اين كه نماز صبح را در آنجا اقامه كرد . سپس به سوى منى رفت و به دستور جبرئيل و هنگامى كه ابليس نفرين شده در مقابلش

--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 60 - 62 .