الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

68

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مدعاى ما كفايت مىكند . وى مىگويد : « در هنگامى كه اسلام ظهور كرد در ميان قريش هفده نفر و در ميان اوس و خزرج يثرب دوازده نفر بودند كه خواندن و نوشتن مىدانستند . » « 1 » ( 1 ) ابن خلدون در مورد نوع خط آنها مىنويسد : « طرز نوشتن عرب در حدّ بدوى بود و خط عربى در ابتداى اسلام به نهايت استحكام و اتقان و زيبايى و حتى به حدّ متوسط آن نرسيده بود و اين بدان خاطر بود كه اعراب در توحّش و بدويّت به سر مىبردند و از صنايع و هنر به دور بودند . براى درك اين مطلب به آنچه كه در مورد كتاب مصحف شريف انجام داده‌اند بنگريد كه در ابتدا كاتبان وحى آن را با خطهاى غير مستحكم مىنوشته‌اند و سپس تغييرات زيادى به وسيلهء صاحبان اين فن در شيوهء نگارش آنها داده شده است و سپس تابعان از شيوه‌هاى گذشتگان تنها براى تبرّك و اين كه از صحابه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده‌اند ، تقليد مىكردند . « 2 » » ( 2 ) بلكه آنها خواندن و نوشتن را عيب مىدانستند و عيسى بن عمر مىگويد : « ذو الرّمه به من گفت كه اين حرف را به بالا بكش . من به او گفتم : مگر نوشتن را مىدانى ؟ با دست به دهانش اشاره كرد و به من فهماند كه اين مسأله را مخفى نگه دار ؛ زيرا اين كار نزد ما عار است ! » « 3 » باز ابن خلدون در اين باره مىگويد : « آنها از اين كه به علم نسبت داده شوند ، دورى مىكردند ؛ زيرا آن را از جملهء صنايع مىدانستند و رؤسا هميشه از صنايع و هنرها و آنچه كه مربوط به آنها مىشد دورى مىجستند . » « 4 » آنچه كه به وسيلهء راويان و مؤرخان نقل شده است ، اين را مىرساند كه هيچ گونه تعليمى در ميان آنها وجود نداشته است و اگر هم بوده ، بسيار كم بوده است كه تعدادشان در تمام سرزمين حجاز و اطرافش از انگشتان دست و پا تجاوز نكرده است . ( 3 ) بعضى از مورخان عرب كه از متأخرين مىباشند - و از جمله محمد غرّه دروزه در كتابش ، القرآن المجيد ، قائل به اين شده‌اند كه در شهرهاى حجاز گروهى از متعلمان وجود داشته‌اند كه نمىتوان از آنها چشم‌پوشى كرد . و آنچه را كه در تأييد مدّعاى خود بيان كرده اين است كه : محيط حجاز و - به خصوص مكه و مدينه - سرزمين بازرگانان به شمار مىرفته است ؛ چنان كه

--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ج 3 ، ص 58 . ( 2 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 419 . ( 3 ) . الشعر و الشعراء ، ص 334 . ( 4 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 544 ؛ فصل « اكثر داعيه داران علم در اسلام ، عجم بوده‌اند » .