الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

52

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

عبد الملك مخالفت مىكنيد ، اگر او به من دستور بدهد كه اين كعبه را ويران كن ، سنگ‌هاى آن را يكى پس از ديگرى از هم جدا خواهم كرد ! به خدا قسم كه جانشين يك فرد از فرستادگانش گرامىتر است » ! « 1 » ( 1 ) 3 - ابن زبير نسبت به بنى هاشم سخت‌گيرى و تندى مىكرد و دشمنى و كينه خويش را آشكار مىكرد . كار به آنجا رسيد كه از صلوات بر محمد صلّى اللّه عليه و آله در خطبه‌اش خوددارى كرد ! به او گفته شد كه چرا صلوات بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را ترك كردى ؟ گفت : زيرا وى خاندان بدى دارد كه وقتى نامش را مىشنوند ، سرهايشان را بالا مىگيرند و بدان افتخار مىكنند ! او بيست و چهار نفر از بنى هاشم و از جمله محمد حنفيه و عبد الله بن عباس را كه حاضر به بيعت با وى نشده بودند زندانى كرد و آنها را تهديد نمود كه در صورت امتناع از بيعت ، آنها را به آتش خواهد كشيد . او روزى خطبه‌اى ايراد كرد و در آن به على بن ابى طالب ناسزا گفت و سرانجام كه از مطيع كردن بنى هاشم عاجز شد ؛ آنها را از مكه اخراج كرد كه به دنبال آن محمد بن حنفيه به رضوى و عبد الله بن عباس به طائف رفت و در سال 68 ه در آنجا وفات كرد . « 2 » آنها اقوال صحابه را همانند قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حجت مىدانستند : شيخ ابو زهره در كتابش دربارهء امام مالك مىگويد : « امام مالك را مىديديم كه فتواهاى صحابه را همانند سنت مىدانست و بين فتواهاى صحابه و اخبار وارد شده از سوى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مقايسه مىكرد و اگر حديثى با فتواى صحابى تعارض داشت ؛ حديث پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را كنار مىگذاشت ، اگر چه حديث صحيحى بود ! » . « 3 » ( 2 ) سيد مرتضى عاملى در مقدمهء سيره‌اش اين مطلب را نقل كرده و در حاشيهء آن نوشته است : « ظاهرا اين به خاطر آن است كه شأن و مقام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزد اينها در جايگاه طبيعى و حقيقىاش قرار ندارد » . سپس قول صاحب الرسائل المنيرية را نقل كرده كه گفته است : « عجب از كسانى است كه مخالفت با قول شافعى را به خاطر وجود قول ديگرى از او كه مخالف حكم اوّلى است جايز مىدانند ؛ ولى مخالفت با وى را با وجود حديث صريح از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جايز نمىدانند . » « 4 »

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 8 . ( 3 ) . از كتاب الامام مالك ، ابى زهره ، ص 290 . ( 4 ) . الصحيح ، ج 1 ، ص 24 ؛ از مجموعه رسائل منيريه ، ص 32 .