الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
420
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
اگر فقط يك كلمه را كه من مىگويم بگوييد ، پادشاه عرب و عجم مىگرديد ؟ ! ابو جهل گفت : خدا پدرت را بيامرزد ، ما آن و ده برابر آن را به تو مىدهيم ، بگو كه اين كلمه چيست ؟ فرمود : بگوييد : لا إله الا الله . آنها به محض شنيدن اين كلمه از جاى برخاستند و گفتند : « أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً » آيا خدايان را خداى واحدى قرار داده ؟ سپس اين آيات نازل شد . ( 1 ) آنگاه مىگويد : روايت شده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به گريه افتاد و سپس گفت : اى عمو ! به خدا قسم كه اگر خورشيد را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند كه اين امر را كنار بگذارم ، هرگز چنين نخواهم كرد تا خداوند مرا پيروز گرداند يا اين كه در راه آن فدا شوم ! پس ابو طالب به او گفت : كارت را ادامه بده و به خدا قسم كه هيچگاه تو را تنها نخواهم گذاشت . ( 2 ) قريش از آن مجلس خارج شدند در حالى كه مىگفتند - و گفته شده است كه گوينده عقبة بن ابى معيط اموى بوده است - در عبادت بتهايتان ثابت قدم باشيد و بر دينتان صبر داشته باشيد و مشكلات را به خاطر آن تحمل كنيد . اين امرى كه در مورد زياد شدن اصحاب محمد مىبينيم گويى كه مىخواهد نعمتى را از ما بگيرد يا عذابى را بر ما نازل كند . « 1 » گمان نمىكنم كه قمى با تحقيق اين حرف را زده باشد ، آنجا كه مىگويد : اين سوره در مكه و به هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله دعوت خويش را آشكار كرده بود ، نازل شد . به اين معنا كه نزول اين سوره نقطهء انتقال از مرحلهء سرّى به مرحلهء عينى بوده است . ولى در هر حال اين سخن او و بلكه تمام اين جريان مستلزم آن است كه در مرحلهء اعلان بوده نه كتمان . ( 3 ) سورهء سى و نهم : أعراف اوّل اين سوره چنين آغاز مىشود : « المص كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ » « 2 » ؛ الف . لام . ميم . صاد . كتابى بر تو نازل شده است تا با آن هشدار دهى و براى مؤمنان يادآورى باشد پس از اين كتاب در دل خود احساس سختى مكن . آيا اين به معناى انذار خاص و سرّى و تذكر براى مؤمنين است ؟ ظاهرا چنين نيست . در اين سوره آمده است : « يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 725 - 727 . ( 2 ) . الاعراف ( 7 ) ، 1 - 2 .