الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

418

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

ملاقات مشركين با ابو طالب ( 1 ) كلينى در كافى با سندى از جابر از ابى جعفر الباقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : ابو جهل بن هشام همراه عده‌اى از قريش نزد ابو طالب آمدند و گفتند : برادرزاده‌ات ما و خدايان ما را اذيت كرده است . او را از اين كار بازدار و به او بگو كه دست از خدايان ما بردارد و ما هم دست از خداى او برمىداريم ! ( 2 ) ابو طالب فرستاده‌اى را نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرستاد و او را فراخواند . هنگامى كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد خانه شد ، ديد كه عده‌اى از مشركان در آنجا جمع شده‌اند . براى همين فرمود : « السلام على من اتبع الهدى » سلام بر كسى كه از حق و حقيقت پيروى كند و سپس نشست . ابو طالب به او گفت كه اينها براى چه آمده‌اند . آنگاه حضرت فرمود : آيا سخنانى بهتر از اين برايشان وجود دارد كه با آن بر تمام عرب حاكميت پيدا مىكنند و گردن‌هايشان را پايين مىآورند ؟ ! ابو جهل گفت : اين كلمه چيست ؟ فرمود : بگوييد : لا إله الا اللّه . آنها دستشان را بر گوش‌هايشان نهادند و از آنجا خارج شدند در حالى كه مىگفتند : « ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ ، إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ » ؛ ما چنين سخنى از كيش ديگرى نشنيده‌ايم و اين جز دروغ چيز ديگرى نيست . خداوند هم در جوابشان اين آيات را نازل كرد : « ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ » ؛ ص ، سوگند به قرآن آكنده از اندرز . تا آنجا كه مىفرمايد : « إِلَّا اخْتِلاقٌ » ؟ ؟ « 1 » ( 3 ) قمى در تفسيرش آن را بدون سند نقل به معنا كرده و اضافه كرده است : اين سوره در مكه نازل شد و هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله دعوت خويش را آشكار كرد ، قريشيان پيش ابو طالب آمدند و گفتند : اى ابو طالب ! برادرزاده‌ات خواب ما را پريشان كرده و خدايان ما را سبّ كرده و جوانان ما را فاسد كرده و جمع ما را متفرق كرده است . اگر اين كار را كنار بگذارد ما اموالى را براى او جمع مىكنيم ، تا از ثروتمندترين افراد قريش گردد و او را پادشاه خويش قرار مىدهيم . ( 4 ) ابو طالب ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را از اين جريان باخبر كرد و آن حضرت فرمود : به خدا قسم كه اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند اين كار را ترك نخواهم كرد و لكن اگر حرف مرا گوش كنند بر تمام عرب حاكم خواهند شد و عجم‌ها به دينشان خواهند گرويد و از پادشاهان بهشت خواهند شد .

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 649 .