الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

417

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

آنها : عبد الله بن مسعود و أنس بن مالك و حذيفة بن يمان و ابن عمر و ابن عباس مىباشد و تمام مفسران و بلكه تمام مسلمانان آن را تأييد كرده‌اند و مخالفت عده‌اى كه قابل اعتنا نيستند ، ضررى به اصل مطلب نمىزند . ( 1 ) در ادامهء گفته است : قول كسانى كه مىگويند اگر انشقاق ماه در زمان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله واقعا اتفاق افتاده باشد ، مىبايست كه در تمام مناطق مخفى نمانده باشد ، باطل است ؛ زيرا اين واقعه در شب اتفاق افتاده است و مردم در خواب بوده‌اند و بدان مطلع نشده‌اند ، به اضافه اين كه بيشتر مردم به آنچه كه در آسمان اتفاق مىافتد ، توجه ندارند و به طور مثال ورود شهاب سنگ‌ها و انفجار ستارگان و غيره مورد غفلت بيشتر مردم است و ممكن است كه خداوند به وسيله ابرى يا از راه ديگرى اين پديده را از چشم ديگران پوشانده باشد . « 1 » سيوطى در الدر المنثور با سندى از ابن مسعود نقل مىكند كه گفت : ماه از هم شكافت و . . . قريشيان گفتند كه اين جادوى ابن ابى كبشه است و سپس گفتند : منتظر بمانيد تا مسافران از راه برسند ؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله نمىتواند كه همهء مردم را فسون كند . مسافران بازگشتند و وقتى از آنها سؤال كردند ، گفتند : بله ، ما آن را ديديم و پس از آن خدا اين آيات را نازل كرد : « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ » « 2 » ؛ رستاخيز نزديك شد و ماه بشكافت . ( 2 ) سوره سى و هشتم : « ص » در اين سوره آمده است : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ » « 3 » ؛ به شگفت آمدند كه چرا هشداردهنده‌اى از ميان خودشان بر آنها فرستاده شد ؛ و كافران گفتند : « اين جادوگرى دروغگو است آيا همهء معبودها را يك معبود كرده است ؟ واقعا عجيب است » بزرگانشان روان شدند و گفتند : « برويد و بر پرستش خدايانتان پايدار باشيد كه مطلوب همه اين است . ما چنين سخنى از آيين ديگر ، نشنيده‌ايم و اين جز دروغ چيزى نيست .

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 282 . ( 2 ) . الدر المنثور ، ج 6 ، ص 132 ، سوره قمر . ( 3 ) . ص ( 38 ) ، 4 - 7 .