الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
410
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
عين حال ثواب پنجاه نماز را حفظ كرده باشد ، زيرا خداوند مىفرمايد : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » « 1 » ؛ هر كسى كه يك كار خير انجام دهد خداوند ده برابر به وى پاداش مىدهد . ( 1 ) سيد مرتضى در تنزيه الانبياء متعرّض اين مسأله شده و گفته است : اگر گفته شود كه توجيه آنچه كه در روايت مشهور آمده چيست ؟ مبنى بر اين كه وقتى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در شب معراج مورد خطاب قرار گرفت و نماز بر او واجب شد ، چندين مرتبه به خداى متعال مراجعه كرد تا تعداد نمازها را به پنج عدد تخفيف داد و در روايت آمده است كه موسى عليه السّلام به وى گفت : امت تو طاقت اين همه نماز را ندارد و چطور شد كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين را نمىدانست و حضرت موسى صلّى اللّه عليه و آله او را متوجّه كرد ؟ و چگونه مراجعه كردن براى درخواست تخفيف جايز است در حالى كه عبادت تابع مصلحت است و چگونه مىتوان اين مراجعه را توجيه كرد در حالى كه بر خلاف مصلحت بوده است ؟ ! سپس خودش گفته است : اين روايت از طريق آحاد نقل شده است كه علمآور نيست و علاوه بر آن تضعيف شده است . « 2 » آنگاه بنابر آنكه روايت صحيح باشد به ساير سؤالها جواب داده است . ( 2 ) يعقوبى مىنويسد ، در شب معراج ، ابو طالب آن حضرت را گم كرد و ترسيد كه قريش او را دزديده يا او را به قتل رسانده باشند . براى همين هفتاد نفر از فرزندان عبد المطلّب را كه هر كدام دشنهاى داشتند ، جمع كرد و به آنها دستور داد كه هر كدام از آنها در كنار مردى از قريش بنشيند و هر كدام از شما بغل دستىاش را به قتل برساند و منتظر من نباشيد . اما آن حضرت را جلوى در خانهء امّ هانى يافتند و ابو طالب او را به همراه خويش آورد و آنگاه قريش را از نقشهء خويش آگاه كرد . آنها اين را كار بزرگى مىدانستند و ترسى در دلهايشان افتاد و با ابو طالب عهد كردند كه هيچگاه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را اذيت نكنند و كار مكروهى از آنها عليه پيغمبر صادر نشود . « 3 » ( 3 ) ابن شهر آشوب مىنويسد : روايت شده است كه ابو طالب در آن شب ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را گم كرد و دائما به دنبالش مىگرديد تا اين كه به سوى بنى هاشم رفت و گفت : اگر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را تا طلوع فجر نبينم به كار بزرگى اقدام خواهم كرد ! و در حالى كه او مشغول زمينهسازى براى انجام كار بزرگش بود ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را كه تازه از آسمان فرود آمده بود ، جلوى خانه امّ هانى ديد و به او گفت : با من بيا .
--> ( 1 ) . الأمالي ، ص 371 و التوحيد ، ص 176 و العلل ، ص 161 و من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 197 . ( 2 ) . تنزيه الانبياء ، ص 121 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 26 و الخرائج و الجرائح قطب راوندى ، ج 1 ، ص 85 ، حديث 140 .