الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
408
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
داده شد كه : اى محمد ! « ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ » ؛ همانا احكام در نزد من تغيير نمىكند . و تو در مقابل اين پنج نماز ، ثواب پنجاه نماز را مىبرى . ( 1 ) در اين كتاب با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : هنگامى كه خداوند بر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تخفيف داد تا تعداد نمازها به پنج عدد رسيد ، خداوند به او وحى كرد : اى محمد ، پنج را در مقابل پنجاه از شما پذيرفتم . ( 2 ) با سندى از زيد بن على از امام سجاد عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به زمين بازگشت ، جبرئيل بر او نازل شد و گفت : اى محمد ! پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىگويد : پنج را در مقابل پنجاه از شما پذيرفتم . « ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » « 1 » ، احكام و وعدهها نزد من مبدّل نخواهد شد و من ستمى بر بندگان روا نمىدارم . ( 3 ) علىّ بن ابراهيم بن هاشم قمى در تفسيرش از پدرش از محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت حديث معراج را از زبان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل فرمودند تا به اينجا رسيدند : سپس ابرى مرا در خود پوشاند و من به سجده افتادم . پس خدا مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود : من بر همهء پيامبران قبل از تو پنجاه نماز را واجب كردم و همين را بر تو و امت تو واجب مىكنم تا تو و امتت آن را اقامه كنيد . ( 4 ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : از معراج برگشتم تا به ابراهيم عليه السّلام رسيدم و او از من چيزى نپرسيد تا از كنارش گذشتم ، تا رسيدم به موسى عليه السّلام . او گفت : چه كردى اى محمد ! گفتم : خدايم به من فرمود : بر هر پيامبر كه قبل از تو بود پنجاه نماز را واجب كردم و همين را بر تو و امتت واجب مىكنم . پس موسى عليه السّلام فرمود : اى محمد ! امت تو آخرين و ضعيفترين امت است و خدايت تقاضاى تو را ردّ نمىكند ، امت تو نمىتواند اين نمازها را اقامه كند ، پس به سوى خدايت برگرد و از او بخواه كه بر امت تو تخفيف دهد . پس به سوى خدا بازگشتم تا به سدرة المنتهى رسيدم و به سجده افتادم سپس گفتم : بر من و امتم پنجاه نماز را واجب كردهاى و من و امتم طاقت آن را نداريم و مقدارى بر ما تخفيف بده . پس خداوند ده نماز را حذف كرد . من نزد موسى برگشتم و جريان را به وى گفتم . او گفت : طاقت همين مقدار را هم نداريد . دوباره به سوى خدا بازگشتم و ده ركعت ديگر را حذف كرد . من نزد موسى عليه السّلام بازگشتم و جريان را به او گفتم . گفت : دوباره برگرد . در هر مراجعهاى به خداوند به سجده مىافتادم تا اين كه تعداد
--> ( 1 ) . العلل ، ج 55 و الأمالي ، ص 275 و التوحيد ، ص 176 و الفقيه ، ج 1 ، ص 197 .