الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

387

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

آن كه مرسل و مضمر است ، با ساير روايات هم تعارض دارد . « 1 » ايشان ديگر اشكالى بر ضعف متن خبر در نام فرزند مردهء پيغمبر نگرفته كه او نام ابراهيم را آورده كه فرزند ماريهء قبطى است كه پس از هجرت در مدينه وفات يافت ، در حالى كه پس از آن معناى ابتر در جاهليت را يادآور شده ؛ و سپس ورود پيامبر به مسجد در حالى كه عمرو عاص در آن بود را آورده است ، با اين كه چنين مسجدى جز مسجد الحرام در مكه نخواهد بود . وانگهى گويد كه او به پيغمبر گفت : اى ابو ابتر ! در حالى كه خود او ابتر بود نه ابو ابتر ! با اين وصف تا چه حد اين متن سست است ؟ ! ( 1 ) دولابى از الذرية الطاهره با سندى از جابر جعفى از حضرت باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : قاسم فرزند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سنّى رسيده بود كه مىتوانست بر چارپا سوار شود و با شتر به مسافرت برود . پس از آن كه خداوند روحش را قبض كرد ، عاص بن وائل سهمى گفت : محمد از جانب فرزندش أبتر گرديد و آنگاه خداوند اين آيات را نازل كرد : « إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ » ؛ نكويىهاى بسيارت بخشيده‌ايم ، كه عوض مصيبت فرزندت قاسم باشد « فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » ؛ پس براى پروردگارت نمازگزار و قربانى كن ؛ بدون شك دشمنت ابتر است . ( 2 ) اما طبرسى از ابن عباس روايت كرده است كه عبد الله بن محمد صلّى اللّه عليه و آله از همسرش خديجه وفات كرد و عرب‌ها به كسى كه فرزند پسر نداشت أبتر مىگفتند . روزى عاص بن وائل سهمى در كنار در بنى سهم با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله برخورد كرد ، در حالى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىخواست از مسجد خارج شود . آنها با هم به صبحت پرداختند و در همين جا عده‌اى از بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند . هنگامى كه عاص به نزد آنها آمد از او سؤال كردند : با چه كسى صحبت مىكرد ؟ ! گفت : با آن مرد أبتر و پس از آن قريش او را أبتر مىناميدند . « 2 » ( 3 ) مختصر اين خبر در الدر المنثور به اين صورت آمده است : عبد الله فوت كرد و عاص بن وائل سهمى گفت : هرآينه نسل او قطع شده است ، پس او أبتر است و خداوند اين را نازل كرد : « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » « 3 » ؛ بدون شك دشمنت ابتر است . ( 4 ) لكن او از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : هنگامى كه « قاسم » فرزند

--> ( 1 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 373 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 836 . ( 3 ) . الدر المنثور ، ج 6 ، ص 401 ، سورهء كوثر .