الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
38
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
نمىكند ، بلكه مطالب بسيارى به آن مىافزايد كه در سيرهء ابن اسحاق بدانها اشاره نشده است . مسلم در صحيح خود به نقل از معاذ بن جبل روايت مىكند كه : « پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به كسانى كه با وى همسفر بودند فرمود : شما به خواست خدا فردا بعد از ظهر به چشمهء تبوك مىرسيد . هر كدام كه به آن رسيديد به آب آن دست نزنيد تا من بيايم . ما به اين چشمه رسيديم در حالى كه دو نفر از سپاهيان قبلا به آن رسيده بودند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن دو سؤال كرد كه آيا به آب دست زدهايد ؟ گفتند : بله . پيامبر آن دو را نفرين كرد . ( 1 ) اصحاب با دستهايشان ، آب چشمه را جمعآورى كردند تا مقدارى آب جمع شد . رسول اللّه دست و صورتش را در آن شست . آنگاه بقيهء آب را به درون چشمه ريخت بلافاصله چشمه داراى آب فراوانى شد و مردم از آن سيراب شدند . آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : اى معاذ ، به زودى اگر عمر تو اجازه دهد خواهى ديد كه اين منطقه پر از باغ خواهد شد » . « 1 » آيا مسلمانان در مسير تبوك از آب چشمهء پربار ، بعد از نفرين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سيراب شدند يا به وسيلهء بارانى كه به دعاى پيامبر از آسمان باريده بود ؟ آيا همان حكايت مختصرى كه ابن اسحاق نقل كرده بود ، ما را از حكايت مفصّل دوّم بىنياز نمىكرد ؟ ! ( 2 ) علاوه بر اين ابن اسحاق خبر ديگرى را نقل مىكند كه خبر اوّل را تأييد مىكند . او مىگويد : « عاصم بن عمر بن قتاده براى من روايت كرده است كه : به محمود بن لبيد گفتم : آيا مردم منافقان زمان خود را مىشناختند ؟ گفت : بله به خدا قسم بسيارى از مردم ، نفاق برادر و پدر و عمو و عشيرهء خويش را مىدانستند ؛ ولى آن را پنهان مىكردند و يكى از نزديكانم برايم حكايت كرد : هنگامى كه در مسير تبوك مسلمانان از جهت آب در مضيقه قرار گرفتند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد تا خداوند ابرى را فرستاد كه مردم از آن سيراب شدند . ما پيش به يكى از افرادى كه نفاقش آشكار بود و در عين حال هميشه در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حركت مىكرد ، رفته و گفتيم : واى بر تو ! آيا بعد از اين معجزه ، دليل ديگرى مىخواهى ؟ او گفت : اين كه ابرى گذرا بود ! » « 2 » بايد توجه داشت كه ذكر كلمهء منافق در مورد بعضى از صحابه ، از كلماتى است كه ذكر آن ناروا است و بعضى از مردم را ناراحت مىكند ؛ ولى با اين حال ابن هشام آن را حذف نكرده است ، از اين رو مسلم روايتى را بيان كرده است كه از ذكر اين كلمه خوددارى كرده باشد !
--> ( 1 ) . صحيح مسلم ؛ ج 7 ، ص 60 . ( 2 ) . ابن اسحاق ، سيره ، ج 4 ، ص 166 .