الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
334
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
ايشان بيان نكرده است كه اگر افراد را به صورت انفرادى و مخفيانه از ميان افرادى كه اميد به هدايت آنها داشته دعوت مىكرده است ، پس مسخره كنندگان كجا بودهاند و به چه چيزى او را مسخره مىكردهاند ؟ و مسخره و استهزاى آنها چگونه بوده است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله عليه آنها نفرين كرد و خداوند او را از شر ايشان و شرّ استهزائشان تأمين نموده است ؟ و اگر آخر اين سوره ، ابتداى اذن به دعوت عمومى بوده است ، پس اين كه سوره براى دلدارى دادن و دعوت به بردبارى و شكيبايى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است ، چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ ! ( 1 ) اين اشكال تنها متوجه علّامهء طباطبائى نيست ، بلكه تقريبا همه همين سخنان را گفتهاند ، بدون اين كه در صدد تبيين اين ابهام و اجمال باشند . شايد كه توجه به اين اشكال و براى دفع آن سيد مرتضى در الصحيح گفته است : بعد از آن كه خويشاوندان نزديكش را انذار كرد ، امر نبوت وى در مكه منتشر شد و قريش به مسخره كردن و استهزا و تهمت زدن به وى پرداختند . « 1 » ( 2 ) قبل از او سيّد حسنى در سيرة المصطفى مىگويد : بعد از آن كه پيامبر اكرم 9 به دعوت خويشاوندان نزديك پرداخت ، تمام مردم مكه دربارهء دعوت آن حضرت صحبت مىكردند . اخبار آن به خارج از مكه هم سرايت كرده بود و اين امر بر كسى از اهل مكّه مخفى نمانده بود ؛ بعد از آن كه دعوت خويش را به صورت علنى در مورد پسر عموها و خويشاوندانش به اجرا درآورد . « 2 » معناى آن اين است كه اوضاع و احوال بعد از دعوت خويشاوندان نسبت به قبل از آن تغيير كرده بود و دعوت ، بعد از آن كه به صورت مخفيانه و سرّى بود ، به صورت آشكار و علنى درآمد . در حالى كه به نظر نمىرسد كه در آنچه قبل يا بعد از آن وحى شده است ، فرق چندانى ايجاد شده باشد . بلكه هر دو را به يك صورت مىبينيم . ( 3 ) در ابتداى سورهء شعراء مىبينيم كه مىگويد : « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ . إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ . وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ . فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبؤُا ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ » « 3 » ؛ شايد مىخواهى خود را هلاك كنى كه چرا ايمان نمىآورند ؟ اگر بخواهيم از آسمان آيهاى بر آنها
--> ( 1 ) . الصحيح ، ج 2 ، ص 26 . ( 2 ) . سيرة المصطفى ، ص 133 . ( 3 ) . الشعراء ( 26 ) ، 3 - 6 .