الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
33
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
در مورد قدرى و شيعه بودنش ، مطالبى گفتهاند كه خلاصهاش چنين است : « آنچه كه در مورد تدليس و قدرى و شيعى بودنش گفتهاند ، باعث نمىشود كه رواياتش مردود شمرده شود ؛ زيرا تدليس گاهى مضر و گاهى غير مضرّ است و تدليس به طور مطلق باعث سلب عدالت نمىشود . همچنين قدرى و شيعى بودن باعث نمىشود كه وى را ردّ كنيم ، مگر اينكه دلايلى ديگرى داشته باشيم كه در اينجا نداريم . ( 1 ) عجيب اين است كه هيچ كدام از اين تشكيكها در مورد عبد الملك بن هشام كه سيرهء ابن اسحاق را تهذيب كرده است ؛ ديده نمىشود و حال آنكه اگر اين عيب در متن تهذيبشدهء سيرهء ابن اسحاق هم وجود داشت ، تشكيك شامل ابن هشام هم مىشد . بنابراين ما مطمئن مىشويم كه عيب و نقص مورد نظر ، در سيرهء تهذيب شده وجود ندارد و ابن هشام هم گفته است : « من بعضى از مطالب ابن اسحاق را در اين كتاب نياوردم : مطالبى كه صحبت دربارهء آنها ناروا است و بعضى از مردم از ذكر آنها ناراحت مىشوند . همچنين بعضى از مطالبى را كه بكّايى نسبت به صحت آنها اقرار نكرده است و غير آن را آوردهام . » به اين ترتيب علّت متهم شدن وى به تشيع روشن مىشود و در واقع اگر اين دو متهم به تشيع را از تاريخ و سيره كنار بگذاريم در آن صورت چيزى از سيره و مغازى براى مسلمانان باقى نمىماند . نكته ديگرى كه بايد متذكر شويم اين است كه واقدى و ابن اسحاق كه از ديگران در تدوين سيرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مغازى بر ديگران سبقت گرفتهاند ، از شيعيان ائمه اطهار عليهم السّلام و يا از نزديكان آنها بودهاند كه متهم به پيروى آنان شدهاند . ( 2 ) نقد كتابهاى سيره شايد نگاهى همراه با تقدّس به آثار نسلهاى گذشته و به خصوص به سيرهء رسول اكرم باعث شده است كه مؤلفان سيره به انتقاد موشكافانه و دقيق سيره نپردازند . ما نديدهايم كه يكى از سيرهنويسان متعرّض اخبار ضعيف گردد و نقاط ضعف آنها را آشكار سازد . اين چيزى است كه علم سيره از زمان پيدايش تا سدههاى اخير از آن محروم بوده است . در دورههاى اخير ، پس از آن كه مستشرقان و كسانى كه از آنها متأثر بودهاند ؛ يك يا چند خبر از سيره را دستاويزى براى طعن به شخصيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرار دادند ، بعضى از مورخان دريافتند كه در سيره اخبارى وجود دارد كه به هيچ وجه با واقعيت مطابقت ندارد ، همانند قصهء شكافته